9 ژانویه 2021 – 09:16

همسر سابق وارث سلسله مد ، که به جرم قتل خود در سال 1995 محکوم شد ، داستان را در مستند “بانوی گوچی – داستان پاتریشیا ریگیانی” روایت می کند ، که در 11 ژانویه در بستر جدید Discovery + موجود است

بر آنجلا گراچی

بسته بندی شده در کت و شلوار صورتی شکلاتی ، با انگشترها و دستبندهایی که حرکات ظریف ، عینک های مشکی جدا نشدنی را در یک دست چسبیده و نگاه عمدی همه زمان ها را همراهی می کند: پاتریشیا ریگیانو، بانوی سابق گوچی ، با خونسردی و افتخار زندگی خود را 26 سال پس از قتل شوهرش مائوریتزیو گوچی ، در سال 1995 در میلان کشته شد. جرمی که به خاطر آن محکوم شد مدیر اصلی و برای آن عبور کرد 17 سال زندان. ضد و نقیض ، گاه شرم آور ، همیشه نسبت به خودش ، ریگیانی چیزی از گذشته خود را انکار نمی کند و به ما اجازه می دهد در مستند “بانو گوچی – داستان پاتریزیا ریگیانی” که از 11 ژانویه در پلتفرم Discovery + موجود است ، به حال او نگاه کنیماینجا فیلم است). مصاحبه به مدت یک ساعت و یک ربع – متراکم ده ها ساعت ضبط شده – که بدون فیلتر «یک نشان می دهد زن مغناطیسی که نمی تواند شما را بی تفاوت بگذارد و دارای سابقه ای مانند یک رمان ، یک فیلم است “، می گوید مارینا لوئی ، که با فلاویا تریگانی نویسنده مستند است.

بنابراین ، با راحتی در صندلی راحتی نشسته ، بانوی گوچی را می بینیم که 72 ساله است و جلسه شوهر آینده اش را به یاد می آورد (“من دیدم که او ماشین کوچکی دارد و من به چیز دیگری عادت کردم فکر کردم ، “چه بازنده ای”“) ، عروسی مجلل ، حتی بدون خانواده اش که آن را در نظر می گیرندکوهنورد اجتماعی) ، زندگی درخشان با وارث سلسله مشهور مد بین سفر ، خانه های گیج کننده و مهمانی های منحصر به فرد. “من یک کار کردم زندگی شگفت انگیزاو با چشمانی هنوز درخشان اعتراف می کند. در پس زمینه: میلان از دهه شصت ، دهه هفتاد و سپس دهه هشتاد ، که توسط پاتریشیا رژیانو گوچی با سهولت و اراده ای پولادین عبور می کند ، همیشه در یک تجمل گرایی غرق می شود. “او زنی است که همیشه زیبایی را دوست داشته و به آن دست یافته است هرچه می خواست»ادامه می دهد لوی.

احتمالاً همین دلیل باعث شده است که پاتریشیا رجیانی برای اولین بار تصمیم مائوریتزیو گوچی را پس از 13 سال ازدواج و با دو دختر کوچک در کمال ناباوری ترک کند (“حتی اگر همیشه یک پرستار کودک داشته باشم ، خوب”). سپس نارضایتی: «من هم چند روز بعد از مائوریتزیو متنفر شدم خانواده همیشه یک خانواده استاین دو از هم جدا شدند (“من تعجب کردم که چمدان خود را بسته ای”) ، اما او هنوز خانم گوچی است. وقتی او خواستار طلاق می شود ، اوضاع تغییر می کند: او یک شریک زندگی جدید دارد ، پائولا فرانکی. اینها سالها بحث و جدال است اتهامات (او در یک تماس تلفنی به او می گوید: “شما یک رشد ناقص هستید ، یک برنامه دردناک هستید […] جهنم هنوز برای شما آمده است») منجر به توافق نامه طلاق ستاره ای: پاتریزیا سالانه معادل یک میلیون یورو دریافت می کند. اما وقتی مائوریتزیو گوچی تصمیم به ازدواج مجدد گرفت ، فکر حذف وی در همسر سابقش ظاهر می شود. این در سال 1994 ، یک سال قبل از جنایت رخ داده است. پاتریشیا رجیانی صریحاً می گوید: “من دوست داشتم از همه ، حتی از قصاب بپرسم:” آیا کسی جسارت دارد که شوهرم را بکشد؟ “و دوباره:” من یک نقص دارم ، نمی دانم چگونه هدف بگیرم و از دامنه تپانچه نمی دانم: من به تنهایی نمی توانستم این کار را انجام دهم. و من این “باند Basotti” را پیدا کردم که این کار را برای من انجام داد. ” سپس آنها روی صحنه می آیند جادوگر ناپلی پینا آئوریما، یک دوست بزرگ که بعداً دشمن شد و سه مرد دیگر بعداً به همراه دو زن به جرم محکوم شدند: مائوریتزیو گوچی صبح روز 27 مارس 1995 با سه شلیک در سالن ورودی کشته شد.

دو سال طول می کشد و تحقیقات فیلم (“عملیات کارلوساز Criminalpol) برای کشف حقیقت قتلی که “میلان دا بره” را ناراحت کرد. ریگیانی صریحاً اعتراف می کند: “فکر نمی کردم آنها قصد دارند مرا بگیرند.” محاکمات ، احکام و 17 سال طولانی سپری شده در زندان سن ویتوره در راه است: “اقامتگاه ویکتور من او را صدا می کنم – بانوی گوچی سابق با آرامش ادامه می دهد -. من در آنجا اوقات خوبی داشتم ، سالها آرامش بود: خوابیدم ، شستم و به باغ پایین رفتم ، درمان خاصی داشتم ». در واقع ، در طول زندان ، پاتریشیا رجیانی نیز دارای یک سر و صدا خواهد شد و از نیمه آزادی امتناع می ورزد (“من هرگز کار نکرده ام ، ترجیح می دهم برای مراقبت از گیاهانم در زندان بمانم”) وکیل او دانیل پیزی گفت: “زندان او را تغییر نداد.” بلکه او زندان را تغییر داد. “

امروز ، پاتریشیا رجیانی با یک طوطی و یک سگ سفید زندگی می کند ، در محاصره همکارانی که به او کمک می کنند دارایی هایش را مدیریت کند. او پس از مرگ مادر تنها ماند و دختران دیگر نمی خواهند با او کاری داشته باشند. او نتیجه گرفت: “حالا؟” دلم برایش تنگ شده است. دوباره قیام کن“یک بار دیگر.

9 ژانویه 2021 | 09:16

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *