ناگهان تنیس در حال رونق بود. تا دهه 1960 ، این حق امتیاز حرکات سفید و کلوپ های انحصاری بود ، دهه جدید تبدیل به یک سرگرمی بعد از ظهر برای فرزندان کارمندان فیات شد. همه اینها به لطف معجزه اقتصادی و تیم آبی پوش جام دیویس است: آدریانو پاناتا ، کورادو بارازوتی ، پائولو برتولوچی و تونینو زوگارلی ، به هدایت کاپیتان نیکولا پیتراندلی. از میان دزدی های نیمه مشهور و غیرقابل دسترسی در اخبار ، بازیکنان تنیس ناگهان به توصیه کفش و خطوط هوایی ، لیسانس های طلایی ، بازیگران اخبار سکولار تبدیل شده اند. آدریانو پاناتا ، سال پیروزی او در رولان گاروس ، حتی نمی توانست با آرامش راه برود ، همه او را متوقف کردند ، امضا ، دست دادن ، عکس. آنها جوان ، قوی و زیبا بودند ، پسران آنها را تحسین می کردند ، دختران عاشق آنها می شدند ، و در نتیجه راکت ها بالاخره محبوب شدند.

شیدایی تنیس در همه جای ایتالیا ، حتی در تورین فوران کرده است. ونانزیو با آن سالها را به خوبی به یاد می آورد. من از بچگی پرشور شدم ، در دهه شصت در Sporting یک پسر توپ بودم ، سپس تنیس یک ورزش استثنایی بود. در اردوگاه ها فقط با صنعتگران ، مدیران اولیه ، بانکداران ، دفاتر اسناد رسمی ، حسابداران ملاقات کردیم ، هیچ یک از آنها نمی خواستند پایین بروند و توپ ها را در صورت جمع آوری آنها از کودکان سریع و ساکت ، در ازای دریافت چند پوند به عنوان نکته ، پایین ببرند. برای دسترسی به باشگاه های معروف در گذشته و همچنین هزینه های زیاد ، شما به نامه ای از طرف عضو دیگر احتیاج داشتید. من یک پسر توپ بودم و به همین دلیل آن افکار را نداشتم. اول از همه ، طبق قانون من کاملاً ممنوع بود که تنیس بازی کنم. این اتفاق در همه جا رخ داد: Circolo della Stampa ، Monviso ، Green Park ، Pleiadi ، همه زیبا و استثنایی. خوشبختانه زمانها تغییر می کرد ، پسر یکی از دروازه بانان رومی در آستانه برنده شدن در اینترناسیونال ای ایتالیا (پاناتا) بود ، شریک آبی پوش (زوگارلی) شروع به تعقیب توپ های دیگران کرد تا خود را در آغوش دیویس ببیند.

برای زنده ماندن ، تنیس نیز به روی انسانهای معمولی باز شد. شرکت های بزرگ مزایای بسیاری را برای کارمندان خود فراهم کرده اند. کلنی ها ، بیمه درمانی ، امکان ثبت نام در باشگاه های اوقات فراغت. من ، پسر یک کارمند فیات ، با عضویت در باشگاه تنیس کارخانه (سیسپورت فعلی) در ویا گوالا با قیمت کاملاً ناچیز شروع به بازی در تنیس کردم. Olivetti ، Lancia ، Michelin ، Cral برای کارگران مطبوعات ، کار پس از کار برای کارگران راه آهن و رانندگان تراموا ، تمام صنایع در طول این سالها شروع به ساخت امکانات ورزشی برای استفاده و مصرف یقه های سفید و لباس های سفید ، مدیران و کارگران کردند. من به یاد می آورم که روزهای خود را در باشگاه ها می گذراندیم ، و هر یک از آنها یک داوطلب شرکتی را عهده دار بودند که مسئول انجام فعالیت های اوقات فراغت بود. یک روز تیم من (که ظاهراً نام یک ماشین فیات را داشت) و من حتی برای بازی در یک تورنمنت مقابل تیم های بانک ایتالیا به رم رفتیم.

این یک تنیس بداهه ، بدون پارچه معلم ، در یک جلسه خدمت بود. در واقع هرکسی سبک خاص خود را داشت و شات های خاص خود را داشت. وقتی وارد مسابقات می شدیم ، به جای نام خانوادگی ، حریفان خود را با ویژگی های بازی توصیف می کردیم. “با کی بازی می کنی؟” “در برابر کسی که حق دارد ، همه چیز اشتباه است.” ما لباس هایی که در کمد لباس ها بود را می پوشیدیم ، هر از گاهی ری مسابقات دیویس را پخش می کرد و سعی می کردیم از حرکات قهرمانان تقلید کنیم ، به طور خلاصه ، همه آنچه را که می توانستند انجام دادند: توپ را تا آنجا که می توانستند پرتاب کردند. در آن زمان استادان کمی بودند ، فرانکو بلی ، ماریو الیا ، نازارنو پوکاپالیا ، که من یک پسر توپ بودم ، به ذهنم خطور می کرد. برای بقیه ، غریزه و خلاقیت ، سعی کنید دوباره همان بازدیدها را در کنار دیوار ساعت ها و ساعت ها ، بعد از ظهرها و تابستان ها تکرار کنید.

ونانزیو باو به لطف قهرمانان بزرگ دیویس عاشق تنیس شد، حتی اگر بازیکن مورد علاقه من پیتراندلی باقی بماند و از آنجا که او نمی توانست برای اسپورتینگ بازی کند و هنوز عضوی از باشگاه فیات نبود ، برای بازی در وسط چمن های نزدیک خانه اش رفت. تورین در حال گسترش بود به جایی که اکنون پارک ریگنون است ، قبل از اینکه فقط مزارع و حیاط خانه های در دست ساخت وجود داشته باشد. بعد از ظهر ، من و دوستانم برای سرقت قطعات تخته به محل های ساخت و ساز رفتیم ، نوعی موشک ساختیم که آنها را تمباس می نامیدند ، تور را با رشته جمع کردیم و دو تا از یک طرف ، دو تا از طرف دیگر و شروع به بازی کردیم. جدا از راهنما ، درس ، مدارس مسابقه ، تنیس خیابانی واقعی بود. مانند بازی در پارک روفینی ، جایی که صبح روز یکشنبه ده ها و ده ها هوادار بدون هیچ گونه کارت باشگاهی خود را با یک تور دست ساز زیر بغل خود دیدند تا در فضای باز یکدیگر را به چالش بکشند. بدون چارچوب باشگاه های کشور ، وظیفه سرخپوشان ، آخرین مدل راکت ، هنوز تنیس بود. حیله گر و باز برای هر کسی که می خواهد به دنبال توپ بدود.

پسران دیویس واقعاً کارهای زیادی برای تنیس انجام داده اند ، این همیشه اتفاق می افتد ، قهرمانان کسانی هستند که در یک ورزش ثروت می یابندبرای ایجاد یک حرکت سالم و ثابت. جورجیو سونگو ، پدر لورنزو ، بازی در نقش کینگ ، پیازا موزیو اسکولا را به عنوان پسر یک کارمند آغاز کرد. و حتی امروز باشگاه های اوقات فراغت وجود دارند و مقاومت می کنند: در میان آنها DLF Corso Roselli ، Cral Gtt از طریق Avondo ، Sisport و Robilant (Lancia سابق) در میدان باشگاه Robilant ، که در آن استاد بزرگ پائولو Gerbino همه علاقه مندان ، حتی کسانی که بدون تمکن مالی هستند با تشکر از بورسیه ها و کمک های مالی مهم این است که درگیر شوید. Gerbino فلسفه ای را که از دهه هفتاد آغاز شد ، برای به دنیا آمدن قهرمان و این ورزش برای داشتن آینده ای که نباید دارای موانعی باشد ، ادامه می دهد که برای همه باز است.

12 ژانویه 2021 | 19:46

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *