“روزی که پائولو بورسلینو کشته شد ، من ابتکار عمل را در استان کاتانیا انجام دادم. آیا آن روستاهای جنوب ما را می شناسید ، آنهایی که دارای کلوپ هستند و مردم برای بازی با آنها در آن دیدار می کنند؟ جهنمی داغ بود ، ما در میدان آن طرف خیابان بودیم تا یک ابتکار عمل سیاسی انجام دهیم. این خبر از کلوپی است که تلویزیون روشن شده است. وارد می شوم ، می فهمم چه اتفاقی افتاده … روز بعد که به رم برمی گردم ، به پارلمان می روم. از طریق دالان Montecitorio ، یک خبرنگار خاطر نشان کرد که “آنا فینوکیارو ، سیاه پوشیده شده ، تصویر عزاداری است.” به اتاق گروه PDS می روم و داخل آن ماسیمو دآلما را پیدا می کنم. “آنا ، به من چه می گویی؟” این تنها کلماتی است که او می تواند بگوید. و من جمله غلطی را در آنجا می گویم ، یکی از آن چیزهایی که نه آنقدر که از گفتن آنها ابراز پشیمانی کردید ، بلکه به این دلیل که فکر کردید “ماسیمو تمام شد.” من جواب دادم همه چیز تمام شد. همان جمله ، یکسان ، بعداً توسط آنتونینو کاپونتو در مقابل دوربین بیان شد. عزاداری کور شدیم. که برای همه عزاداری شخصی بود. وقتی دیگر کاری را که در طول زندگی انجام داده اید متوقف می کنید ، شاید زمانی پیش می آید که من خطاهای میکروسکوپی را سنگین می کنم ، آنهایی که صدمه ای ندیده اند ، آنهایی که فضای یک جمله یا فکر را افزایش می دهند. بنابراین آنا فینوشیارو ، که بیشتر عمر بزرگسالی خود را در م institutionsسسات سپری کرده است ، امروز در آن روزها در ژوئیه 1992 فکر می کند ، وقتی برای او حتی برای یک ثانیه به نظر می رسید همه چیز تمام شده است ، مافیا پیروز شده و نهادهای دموکراتیک از دست داده بود
“اما اینطور نبود.” وزیر سابق فرصت های برابر (دولت پرودی ، 1996) و روابط با پارلمان (دولت جنتیلونی ، 2016) ، بیش از سی سال یکی از برجسته ترین زنان سیاست ایتالیا می گوید ، حتی در این لحظات ، من امروز خیلی فکر می کنم! . به حدی که در سال 2006 وی یکی از برگزیدگان در انتخابات ریاست جمهوری محسوب می شد.

شما دادستان بودید. در آن زمان ، او در سیاست همیشه به فکر عدالت بود. آیا تاکنون فکر کرده اید که مذاکراتی بین دولت و مافیا انجام شده است؟
“من به شما فکر خواهم کرد هرگز. منظور من مذاکره به معنای دقیق کلمه است. در اینجا من متقاعد شده ام که هرگز وجود نداشته است.

آیا بورسلینو را می شناختید؟
“نه. من جیووانی فالکون را به خوبی می شناختم. برای او فراموش خواهم کرد که ماجرا چگونه گذشت. در اواسط دهه 1980 ، ما در کنفرانسی درباره دادگستری دموکراتیک به نام مافیا ، احزاب سیاسی و اداره عمومی در کالتانیستا بودیم “من صبح دیر وقت هستم و چون امروز هستم ، به محض اینکه از خواب بیدار شدم و برای تأمین سوخت می جنگم ، دیر صبح به لابی هتل پایین می آیم و از Falcone و اسکورت ، کاخ دادگستری عبور می کنم. ، جایی که کنفرانس برگزار شد ، دور بود و به همین دلیل به پیاده روی نیاز داشتم. از فالکون می پرسم ، که لبخند می زند و می گوید: “Pikirida ، در سیستم صبح یافت می شود“”

دختر ، راه دیگری پیدا کن او می دانست که سوار شدن به ماشینش حتی می تواند او را بکشد.
“دقیقا.”

VELTRONI برای من تماس می گیرد و می گوید: “آنا ، تو وزیر هستی.” نخست وزیر فرصت های برابر جمهوری ایتالیا. این یک تجربه هیجان انگیز بود. “

دبیر وقت حزب دموکرات ، والتر ولترونی ، آنا فینوکیارو و رومانو پرودی ، در جریان مجلس مentسسان حزب دموکرات در سال 2008 (آنسا)
دبیر وقت حزب دموکرات ، والتر ولترونی ، آنا فینوکیارو و رومانو پرودی ، در جریان مجلس مentسسان حزب دموکرات در سال 2008 (آنسا)

با صحبت از زمانی که تاریخ می گذرد ، چگونه انتقال از حزب کمونیست به حزب دموکراتیک چپ را تجربه کردید؟
“بسیار بد. من طرف پیترو اینگرائو بودم و به همین دلیل با تغییر ایجاد شده توسط آشیل اوکتو از بولونیا مخالفت کردم. اما حتی در آن زمان من اشتباه کردم. فکر کردم با غلبه بر PCI این معماری که یک سیستم کلی بر روی آن است در واقع ، پس از سقوط دیوار برلین ، هر دلیلی وجود داشت که به جلو نگاه کند ، نه به عقب. ”

بعد ، در اولین دولت با پست پست کمونیست ها ، رئیس جمهور رومانو پرودی ، حتی او وارد می شود.
«من در ماشین بودم ، در خیابان های کاتانیا. او مرا ولترونی صدا می کند. من هم کمی اذیت شدم ، تا حدی که در جواب من جمله ای مثل “والتر ، من رانندگی می کنم ، با تو تماس می گیرم” گفتم. حرفم را قطع می کند و می گوید: “آنا ، تو وزیر هستی. به رم فرار کن ، زیرا فردا در کویریناله سوگند یاد شده است. ” من نمی توانستم اولین وزیر فرصتهای برابر جمهوری ایتالیا را باور کنم. این یک تجربه هیجان انگیز بود زیرا پرودی نخست وزیر برجسته ای بود. “

آنا فینوکیارو به عنوان وزیر دولت پرودی سوگند یاد کرد
آنا فینوکیارو به عنوان وزیر دولت پرودی سوگند یاد کرد

چگونه ممکن بود که شما ، یک کمونیست و یک پست کمونیست ، هرگز توبه نکنید ، همیشه با نمایندگان راست میانه از جمله برلوسکونی روابط خوبی داشته باشید؟
“نگاه کنید ، این ساده است. از نظر من ، سیاست همیشه حل و فصل منازعات دموکراتیک بوده است. و البته اگر چنین فکر می کنید ، مخالفان آنها را دشمن نمی دانند.

آیا در مورد برلوسکونی هم واقعیت داشت؟
“همچنین برای برلوسکونی ، که من مخالف افتخار او بودم. یک بار ، با او صحبت کردم ، حتی موفق شدم به او بگویم … ».

چه چیزی به او گفت؟
وی افزود: “اینكه قانون تبلیغات شخصی كه منافع شخصی وی را تحت تأثیر قرار داده است ، در نهایت مدافع وی از مدیریت سیاست و نهادها فقط به او آسیب رسانده است.”

او چه واکنشی نشان می دهد؟
“او به من گوش داد. سپس شروع به انجام یکی از نمایش های معمول خود کرد. فقط فکر کنید ، افراد داخل اتاق آنقدر شروع به خندیدن کردند که افراد در اتاق بعدی از اینکه چه خبر است تعجب می کنند. ”

«من رئیس جمهور جمهوری بعد از چیامی هستم؟ مطابق با من ، پس از آن هیچ امکان بتونی وجود ندارد. ما امیدواریم که زن زیر را دنبال کنیم ، افراد زیادی وجود دارند که این نقش را انجام می دهند “

آنا فینوچیارو با جورجیو ناپولیتانو در مجلس سنا در سال 2017 (آنسا)
آنا فینوچیارو با جورجیو ناپولیتانو در مجلس سنا در سال 2017 (آنسا)

در سال 2006 ، پس از هفت سال ریاست جمهوری چمپی ، در مورد وی بعنوان رئیس جمهور احتمالی جمهوری صحبت شد.
“آیا مال من را می خواهی؟ احتمال خاصی برای چنین اتفاقی وجود ندارد. امیدوارم دفعه بعدی به یک زن بستگی داشته باشد و زنان زیادی باشند که می توانند این نقش را بازی کنند. در سال 2006 ، خوشبختانه برای همه ، نوبت به جورجیو ناپولیتانو رسید.”.

وی فعالیت سیاسی خود را به عنوان وزیر با پائولو جنتیلیونی به پایان رساند ، بیست سال پس از اولین حضور در پرودی.
«حتی این تجربه مهیج. من وزیر روابط با پارلمان بودم ، در حالی که درگیری سیاسی بین احزاب ، که در اواخر قوه مقننه بود ، در سطوح جهنمی بود. یک بار ، هنگام گزارش به Gentiloni در مورد عملکرد مقرراتی که قرار بود قبل از رأی گیری به مجلس برود ، به پائولو گفتم که با وجود همه آنچه اتفاق می افتد ، معجزه می کنیم. او پاسخ داد ، “آنا ، ما مانند پیانیست های سالن Old West هستیم. ما باید بازی کنیم ، حتی اگر همه اطراف ما تیراندازی کنند. ”

اختلاف بر سر مشاوری که او را از ایکیا حمل می کرد و کیف های خریدش را حمل می کرد ، چقدر به او آسیب رساند؟
“خیلی زیاد. همچنین چون همه چیز جعلی بود. من همیشه از وسایل دفاعی و دفاعی امتناع می ورزیدم. سپس ، پس از درخواست منطقه ای در سیسیل ، پس از برخی گزارش ها از وزارت کشور ، آنها با من تماس گرفتند تا به من بگویند دیگر نمی توانم بدون آن باشم ، تا زندگی افراد اطرافم را به خطر نیندازد. روز دیگر از ایکیا رفتم تا آشپزخانه ای سفارش دهم ، مطمئناً چیزی نیست که در کالسکه جا شود. کیف بزرگ ایکیا را روی گردنم داشتم ؛ نشان داده شده در عکس ها توسط یک شریک جوان تحت فشار قرار گرفته است ، نه توسط یک افسر پلیس ».

آیا کسی تا به حال به خاطر این هدف گیری سیاسی عذرخواهی کرده است؟
“هیچ کس. هرگز!”

آیا هنوز می خواهید این عذرخواهی را دریافت کنید؟
“تصور می کنم. مدت زمان طولانی است.

کارت شناسایی

زندگی – وی در 31 مارس 1955 در مودیکا متولد شد و در سال 1981 در رشته حقوق فارغ التحصیل شد ، بورس تحصیلی گرفت و کارمند بانک ایتالیا در ساونا شد. وی از سال 1982 تا 1985 در لئونفورت (جنا) و تا سال 1987 معاون دادستان در کاتانیا مدیری بود. وی با دکتر ملچیور فیدبلو ازدواج کرده و دارای دو فرزند دختر است.
سیاست – وی در سال 1987 به عنوان معاون PCI انتخاب شد و از سال 1988 تا 1995 نیز به عنوان مشاور شهرداری در کاتانیا فعالیت داشت. اوج گیری سیاسی در اولین دولت پرودی ، در سال 1996 ، هنگامی که وی به عنوان وزیر فرصت های برابر انتخاب شد ، آغاز شد. وی در سال 2008 کاندیدای ریاست منطقه سیسیل 30.3٪ آرا را به دست آورد و توسط رافائل لومباردو که 65٪ آرا را کسب کرد شکست خورد. او مجدداً از دسامبر 2016 تا ژوئن 2018 وزیر روابط عمومی در دولت جنتیلونی است.

24 ژانویه 2021 (تغییر 24 ژانویه 2021 | 15:40)

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *