تابستان امسال ، تولیا زوی برای تعطیلات با مادر و برادران در سوئیس بود ، وقتی پدر از ایتالیا تماس گرفت و گفت: دیگر برگرد ، من به تو ملحق می شوم ، بیا برویم ، برویم. او با وضوح حتی به عنوان یک پیرزن تحسین می کرد: من نمی دانم که اگر چنین چیزی داشته باشم ، این وضوح درک ، حتی وقتی که تاریخ لزوم قطع رابطه با همه چیز را ضروری می کند. اما توسکانینی ، که دوست او بود ، به او هشدار داده بود ، آنها در میلانی صحبت کردند و به او گفتند: پپین ، تو چاپن ، ببین چه چیزی از تو می گیرند. سال 1938 بود و ایتالیا با قوانین نژادی خود به دوران تاریکی می رفت. خانواده کالابی جامعیت بورژوازی را پشت سر گذاشتند (پدر جوزپه کالابی ، وکیل ، عاشق موسیقی ، ضد فاشیست ، مادر ماریا باسانی ، یهودیان از فرارا) و با موارد ناشناخته روبرو شدند: برای تولیا یک براکت در سوربن پاریس وجود داشت و سپس ، و در آنجا اوضاع برای یهودیان خطرناک شد و دوباره با کشتی ای که از لو هاور به آمریکا می رفت به دریای آزاد رفتند. در اینجا ، انگشتان بسیار بلند تولیا ، که پدرش را ترغیب کرده بود اجازه دهد در کنسرواتوار بخواند ، ابتدا در ارکستر لئونارد برنشتاین و سپس در سیناترا به او کار (و سود) داد.

از صدا تا عروسی کنیسه

یک شب ، تولیا یادداشتی از دستیار سیناترا دریافت می کند که در آن خواننده به او می گوید که او را بسیار زیبا می داند ، اما خانم کالابی – چشمان باریک ، تیره ، آبی بنفش ، بینی متکبر – فقط در مورد آن شوخی می کند. در منهتن ، از ضد فاشیست ها دیدار کرد ، با آرتور شلزینگر ، دبیر رئیس جمهور کندی ، دوست شد ، به عنوان روزنامه نگار کار کرد و از خواستگاران برونو زوی ، معمار و مورخ معماری ، همچنین مهاجر ، برای دیدار در خانه برنده نوبل فرانکو مودیلیانی . آنها در کنیسه اسپانیا و پرتغال در خیابان 70 ام ازدواج می کنند. آنها برای زندگی در ایتالیای کوچک می روند. بقال یهودی از او پرسید که از کجا آمده ای و او گفت: “از ایتالیا ، و من یهودی هستم.” غیرممکن است یا یهودی هستید یا ایتالیایی ، مهاجران از اروپای مرکزی و شرقی فکر نمی کردند که یک یهودی به زبان ییدیش صحبت نمی کند.

به خاطر سپردن گذشته بنده به عنوان بردگان در مصر به ما کمک کنید تا از ارزشهای آزادی ما محافظت کنیم. حتی این دیگران ، حتی آنهایی که بیمه ما هستند ، حتی آنهایی که از ما می ترسند

تولیا به ایتالیا بازگشت و کم کم نزدیک به روزنامه نگاری ، که با مصاحبه های سراسر جهان از گلدا میر تا پادشاه حسین اردن پرورش داد ، در دوران پس از جنگ حرفه ای مصمم جدید ایجاد کرد. با آرامش آشکار ، او شاهد دائمی حافظه مردمش شد. در سال 1983 ، رئیس اتحادیه جوامع یهودی. ما یهودیان وظیفه داریم: یادآوری گذشته خود به عنوان برده ، به عنوان برده در مصر ، به ما کمک می کند تا از ارزشهای آزادی دفاع کنیم. حتی کسانی که دیگران هستند ، حتی کسانی که ما را تهدید می کنند ، حتی کسانی که ما را می ترسند. به گفته وی ، میزان احترام به اقلیت ها ، همه اقلیت ها ، درجه حرارت دموکراتیک یک کشور را اندازه گیری می کند. خاخام ریکاردو دی سگنی هنگامی که زوی در سن 91 سالگی در 22 ژانویه 2011 درگذشت ، وی روح روحانی یهودیان ایتالیا است.

من مشاوره ژورنالیست سوئدی را به یاد می آورم وقتی روند نورمبرگ را دنبال کردم: “هرگز از کسی برای پذیرش درخواست نکنید.” و دین یهود می گوید ، “اگر هیچ مردی نیست ، یک مرد باش”. مفهومی که می تواند به روش های مختلف تفسیر شود ، من برابری را بین المللی کردم

تولیا زوی در کنار نوه اش نتانیا در سال 2010.
تولیا زوی در کنار نوه اش نتانیا در سال 2010.

من همیشه وقتی یک روزنامه نگار قدیمی سوئدی می رفتم تا دادگاههای نورنبرگ را دنبال کنم ، به یاد می آورم: “هرگز از کسی اجازه نگیر.” و در آیین یهود می گوید: “اگر مردی نیست ، مرد شو”. مفهومی که از بسیاری جهات قابل تفسیر است ، من برابری را درونی کردم. شهادت عملی و بینشی ، در خانواده ، با فرزندان و نوه ها آغاز شد. توبیاس به ما می گوید: نونا حضور داشت و علی رغم تعهداتش ، فضایی را برای خانواده در نظر گرفت: مراسم اصلی ناهار هفتگی ، آبدار در سطح غذا ، پیوست و پر از آموزه های مهم است.

در برنامه رای یک زن خاص از الساندرا دی مارکو و پیرا دی سگنی همچنین از نتانیا ، شانه تولیا در بیوگرافی صحبت می کند من داستانم را برای شما تعریف می کنم: بابا یک زن واقعاً مدرن بود ، متولد سرنوشتی فرهنگی اما بورژوازی بود که از طریق تغییر در زندگی – مهاجرت ، جنگ ، بازگشت – تجاربی داشت که او را به سرنوشتی متفاوت از آنچه برایش نوشته شده بود هدایت کرد.

22 ژانویه 2021 (تغییر از 23 ژانویه 2021 | 08:49)

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *