در مجاورت یکی دیگر از مشهورترین میلانی های قرن هجدهم و نوزدهم ، در مرجع قصر Palazzo di Brera ، یک نیم تنه مرمر کارلو پورتا را به تصویر می کشد ، بر“شاعر بزرگ میلان” که در 5 ژانویه ، دویست سال پیش در اثر نقرس درگذشت. آنقدر عالی بود که به گفته دانته ایسلا ، فیلسوف – که مریدین موندادوری را ویراستار کرد – همه کسانی که بعد از او در میلان نوشتند ، “مقلد” قلمداد شدند. همانطور که اخیراً مشاور فرهنگی استفانو برونو گالی نوشت ، وی یک “قهرمان لامباردی بی حد و حصر” بود ، اما مارکو گارزونیو در 30 دسامبر سال گذشته در کوریره یادآوری می کند ، وی همچنین نویسنده “روح اروپا” است.

برخی از آثار این مرد ، بلهمیزبان بین روسو و ورسیر ، بین ولتر و ناویگلمن ، به عنوان بهترین سنت روشنگری لومبارد ، هنوز در میلان حضور دارم و – اگر Dpcm اجازه دهد – می توان یک مسیر پرتغالی را در شهر ترسیم کرد (همانطور که توسط آندره باتاگلینی ، عکاس در وب سایت او نیز پیشنهاد شده است: www.photobattaglini. آی تی).

پورتا در ویا مانزونی ، نزدیک کلیسای باروک سان فرانچسکو دی پائولا ، جایی که غسل ​​تعمید یافت ، متولد شد.. وی نزد بارنابیت ها در مونزا موجی و سپس در حوزه علمیه میلان تحصیل کرد. پدرش خزانه دار خزانه داری اتریش بود و از سال 1804 در دفتر بدهی عمومی ، معروف به مونت ناپلئونه ، استخدام شد ، از آنجا كه نام خیابانی است كه پورتا (در آن زمان Contrada del Monte n. 853) در آن زندگی می كرد. از سال 1811 تا زمان مرگ او. در 29 آگوست 1806 ، با وینچنزو ، دختر یک جواهر فروشی که در مغازه ویا اورفیچی مغازه داشت ، ازدواج کرد. او از اتریشی ها و ناپلئون بسیار دور بود و مستعد رستگاری مردمی بود.

اگر از مونت ناپلئونه تا میدان مدا ادامه دهیم ، از آنجا به Scala و Philodramatic می رسیم، تئاترهایی که پورتا و دوستانش از دوربینها در اواخر ظهرها بازدید می کردند. موزه تئاتر لا اسکالا همچنین در نمایشگاهی از Porte به یاد می آورد – در انتظار افتتاح (با سرپرستی Pier Luigi Pizzi) – با عنوان “Va Pensiero” ، جایی که شاعر به همراه “شهرت” دیگر انتقادات تئاتر و وقایع در میان نویسندگان Scala به تصویر کشیده شده است. (از این بابت باید سپاسگزار باشیم که آنها همراه با Porta و Montale گزارش شده اند). آنجا اتاق خواب بخشی این قیمت دوستانی بود که در یک نقاشی معروف با همین عنوان در Pinacoteca di Brera نگهداری می شدند ، که Gaetano Cattaneo ، Carlo Porta ، Giuseppe Taverna و دبیر Brera ، نویسنده نقاشی ، Giuseppe Bossi را به تصویر می کشد.

از عصاره هایی که در قافیه های او وجود دارد ، گذرگاه های او به Duomo بیشتر کنجکاو است تا اختصاص یافته (ضد مسیحی بود). در جلوی نمای کلیسای جامع ، “داماززه دل بیسکوتینو” ، پس از چاقو زدن به سگها ، به ماتحت در حالی که دیگران نیازهای خود را انجام می دهند: “Se pò nò، se pò nò ma mi la foo” (از پیام رمانتیسم)

یک مجسمه از شاعر در Ver قرار داده شده استزیراست، پشت Santo Stefano و رفتن به Statale ، جایی که Guido Betzola ایتالیایی ، یکی از بزرگترین دانشمندان شاعر ، در آن تدریس می کند: این یک برنز از معلم Brera ، Ivo Soli ، ساخته شده در سال 1966 است.

وقتی پورتا در سن 45 سالگی درگذشت ، او را به عنوان وینچنزو مونتی و آندره آپیانی در قبرستان سن گرگوریو به خاک سپردند ، اکنون گم شده است؛ اما در دخمه San Gregorio Magno (امروزه Porta Venezia) پلاکی وجود دارد که از آن نام می برد. مانزونی فقط چهار سطر را که در میلان نوشته شده به Porte اختصاص می دهد و از او به عنوان “on omm de coo” (مردی با سر باریک) یاد می کند.

6 ژانویه 2021 | 07:43

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *