[ad_1]

از جانب ماریاپیا ولادیانو

یک نویسنده (و مدیر سابق) در حال بازسازی مدرسه است که در حال شروع مجدد است. جلد “Solferino” ، گزیده ای که از آن منتشر می کنیم ، از 9 سپتامبر در کتابفروشی ها و دکه های روزنامه فروشی با Corriere قرار خواهد گرفت.

انتظاراتی برای این سال تحصیلی جدید وجود دارد. چه کسی به کلاس های درس برمی گردد؟ اینها همان افرادی نیستند که مجبور شدند آنها را به سرعت در مارس 2020 ترک کنند. ما متفاوت هستیم. هم بزرگسالان و هم کودکان. جهان متفاوت. افرادی هستند که فقیرتر و بسیار فقیرتر برمی گردند زیرا والدینشان شغل یا خانه خود را از دست داده اند ، شاید کمی از ثروت قبل از آن باعث حفظ تعادل خانواده شود. چه کسی تنها برمی گردد: در مناطق بدترین همه گیری ، بسیاری از خانواده ها چندین نفر از عزیزان خود را از دست داده اند. چگونه می توانید با مرگ در روح خود به مدرسه بازگردید؟ حتی کسانی که مستقیماً لمس نشدند ناگهان واقعیت مرگ را فهمیدند. برای دانش آموزان ، در بسیاری از موارد ، این زمان برای بزرگسال شدن سریع تر بود. آگاهی از دنیای پیچیده ، امیدوار کننده و در عین حال شکننده و مراقبت از آن ، قطعاً افزایش یافته است.


کسانی هستند که با ترس برمی گردند.
ما دیدیم که جهان می تواند لحظه ای متوقف شود. اتفاق افتاده و می تواند دوباره تکرار شود هر کس دوباره متفاوت است ، دانش آموزان و معلمان. ما یک تجربه مشترک بسیار قوی داریم و این تجربه ما را به هم نزدیک می کند ، تنها در صورتی می تواند ما را به هم نزدیک کند که بدانیم چگونه آن را به اشتراک بگذاریم و وانمود نکنیم که همه چیز می تواند مانند گذشته باشد.


ما با خوشحالی برمی گردیم ، اما باید با کلاس درس روبرو شویم ، یک نزدیکی جدید ، در حالی که عادت کرده ایم دنیا و مردم را از دور ببینیم ، از بالای بالکن خود یا از جدا شدن صفحه نمایش. چقدر دیگری را به عنوان خطری برای خود درونی کرده ایم؟ و سپس ، چه کسی دیگر برای ما که احساس خطر می کنیم؟ دوست همه زمانها ممکن است مثل همیشه آنجا باشد ، زیرا محبت می تواند بر شک و ترس غلبه کند ، اما سایر همراهانی که با من دوست نیستند ، و قبلا چند کلمه با آنها صحبت کرده بودم یا راهی نداشتند و زمان آشنایی با اینها در این تقریباً دو سال مدرسه دوره ای ، چگونه آنها را می بینم؟ خطرات؟ آیا با شبهات جدید لباس پوشیده ام؟ آیا من وارد تعصبات جدید شده ام؟ آیا آنها را با فاصله نگه می دارم؟ چقدر؟ صبح ها در خانه ها چه توصیه هایی می شود؟ مراقب باش. جلو نیا. به کارهایی که انجام می دهید فکر کنید. دست نزن. نه نه نه.

این که از بزرگسالان بپرسیم چگونه پسرها و دختران به مدرسه بر می گردند ، پسرها و دختران ، به این معنا نیست که وقتی اینجا و آنجا می خوانیم تسلیم احساسات شویم. در میان آنها کسانی هستند که قبلاً در مشکلات اقتصادی ، از نظر فرهنگی فقیر ، از نظر اجتماعی حاشیه نشین ، از نظر روانی شکننده بوده اند و سقوط کرده اند. و کودکانی هستند که در عوض توانسته اند در فراوانی و در غافل از شکنندگی اشیاء بزرگ شوند. آنها نیز سقوط کردند. با لفاظی درباره آنچه می خواهید باشید ، نوعی انکار و سلب مسئولیت ناشایست از افرادی که ما آنها را برای وجود فرا خوانده ایم ، به حداقل برسانید. مشکلات نباید انتخاب شوند ، آنها فرصتی برای به اشتراک گذاشتن و ظاهر شدن بهتر یا حداقل تلاش هستند به طور جدی.

مدرسه به عنوان یک جامعه ، یک جامعه زندگی و یک جامعه آموزشی ایجاد شده است این مکانی است که در آن فرد با پویایی خوب اجتماعی بودن آشنا می شود ، جایی که من شخص خود را تأیید نمی کنم ، اما تازه وارد و آگاه تر می شوم زیرا با تنوع افرادی که می شناسم شگفتی تنوع جهان را کشف می کنم.

پرسیدن اینکه مدرسه خوب است یا بد ، منطقی نیست. مدرسه همیشه خوب و بد است. ممکن است برای همه مناسب نباشد. باید به وظیفه خود یعنی ایجاد فرصت برای همه وفادار باشد. مطمئناً این زمان زخمی ما را به توانایی ما در اجتماع بودن باز می گرداند ، نه افراد ، در جستجوی ترس هایمان یا بدتر از آن ، در مسابقه جبران زمان از دست رفته و کسانی که رها شده اند ، برای او بدتر. نوعی داروینیسم مکتبی که نابرابری های اصلی را تقدیس می کند و معنای اجتماعی را عقیم می کند.

اگر تجربه دردناک از طریق پردازش درونی به یک ارزش تبدیل شود ، که به ما اجازه می دهد آن را در زندگی خود ادغام کنیم ، هیچ وقت تلف نمی شود. فقط به نحوه عملکرد تروما فکر کنید. آنها می توانند سایه ای باشند که بر ما مقدم است ، تا روزهایی را که در انتظار ما هستند برای همیشه تخریب کنند یا بخشی از تاریخ ما شوند. و اگرچه در آگاهی از زخم موجود ، تبدیل شدن به توانایی درک ، کمک. حتی یک نیروی مثبت.

قبلاً هیچ جاده ای ترسیم نشده بود. خوشبختی یک جلسه است که به ما اجازه می دهد یکدیگر را فراتر از زخم ببینیم و بشناسیم. این مدرسه می خواهد این بازی خوب برای کودکانی باشد که پس از همه گیری باز می گردند. آنها به تکنیک هایی برای احساس خوب ، غلبه بر اضطراب و داروهای خواب نیاز ندارند. تصور اینکه راه صحیح افزایش حمایت روانشناختی در مدرسه این است که از این ایده عبور کنیم که محدودیتی را که ما باید به عنوان یک بیماری تشخیص دهیم ، نه به عنوان بخشی از زندگی خود. س toالات بزرگ جهان آسیب شناسی را باید زیر سوال برد ، نه نفس طبیعی انسانیت ما. همان اضطراب آسیب شناختی. درست نیست. همه ما ترسیده ایم و انکار می کنیم که این زمان برای تعادل کنونی و آینده کودکان بسیار مهم است ، این نوعی انکار پدرانه است که ما را از مسئولیت های خود دور می کند. آنها با علائم ، با فرار ، بسته شدن صفحه نمایش ، یا پر کردن آنها با آواتارهای خنده دار یا دراماتیک اما همیشه آشکار که در واقع خواسته های واضحی بودند ، ارتباط برقرار کردند. اکنون کارشناسان می گویند که آنها با سکوت و کناره گیری اجتماعی ارتباط زیادی برقرار می کنند. درد بزرگی برای آن والدین و دوستان که کلمه ای برای رسیدن به آنها پیدا نمی کنند. و به نظر می رسد دیگران فرار می کنند. از زمان کووید و درک اینکه تجربه با خود به همراه داشته است. گستاخ و متکبر. مانند قبل جمع آوری شد. ما آنها را در مواجهه با پلیس و ملاقات در مهمانی های تفریحی اقیانوس و غیرمسئولانه دیده ایم. برخی ، بسیار جوان ، در گروه های تلویزیونی مانند گروه هایی با یکدیگر روبرو می شوند ، اما این اتفاق در میدان های ما رخ می دهد. رج این را همه ما آن را دنبال می کنیم.

بزرگسالان و موسسات وظیفه دقیق همراهی کودکان را دارند تا خود را با پیچیدگی جهان بسنجند. گفتن اینکه آنها به دلیل جوانی و انرژی خود موفق خواهند شد ، واقعاً آنها را نبینید. بدون لهجه ، اما آنها چه ضربه ای را تجربه کردند. گروهی که ما ، از جامعه غربی ، این ایده را پذیرفته ایم که متولد شدن فراوان برای برخی افراد مستکبر حق مسلم است و سهم نامتناسب فقرا یک ضرورت آزاردهنده اما اجتناب ناپذیر است. ایمان نه چندان مورد اعتراض ، تا آنجا که خود مدرسه بود ، در زمان نه چندان دور ، به ما اجازه داد تا به لطف فرهنگ و تعهد به وضعیت بهتر امیدوار باشیم.

کووید افراد ممتاز را از تخت بیهوشی برداشته و افراد فقیر را حتی پایین تر فرود آورد. فقیرتر در کار ، پول ، فرهنگ. مدرسه نمی تواند دنیا را اصلاح کند ، اما می تواند حداقل دو کار بسیار خاص را به عهده بگیرد. اولین کسی که مسئولیت نابرابری جدید ایجاد شده در آماده سازی برای کووید را بر عهده گرفت. دوم ، برای حمایت از این آگاهی جدید در کودکان و ارائه تفاسیر و ابزارهای فرهنگی به گونه ای که بتوانند قسمتی از جهان را که در آن حکومت خواهند کرد ، که در آن زمان نه چندان دور زندگی خواهند کرد ، ثابت کنند.

8 سپتامبر 2021 (تغییر 8 سپتامبر 2021 | 21:38)

[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *