مبارزه با فقر

جمله ابراهیم به دلایلی برای بلژیکی بسیار اهانت آور به نظر می رسید: یک رابطه بسیار نزدیک با مادر آدولفین که او را در نیمه فقر در بلژیک پرورش داد. لوکاکو ، پسر آدولفین و راجر ، هر دو متولد کنگو ، در واقع داستان رستگاری است. اما لوکاکو به مادر نزدیک است ، همانطور که مدتی پیش در مصاحبه طولانی با Player’s Tribune گفت. دقیقاً لحظه ای را به یاد می آورم که فهمیدم ما فقیر هستیم. من شش ساله بودم و در تعطیلات مدرسه برای ناهار به خانه می آمدم. مادرم همیشه همین چیزها را در منو داشت: نان و شیر. وقتی بچه هستید ، حتی به آن فکر نمی کنید ، اما حدس می زنم این چیزی است که از عهده ما برمی آید. سپس یک روز به خانه رفتم ، به آشپزخانه رفتم و مادرم را مثل همیشه کنار کارتن شیر در کنار یخچال دیدم. اما این بار او چیزی را گیج می کرد و آن را تکان می داد. بعد ناهار را برایم آورد و لبخندی زد که انگار همه چیز خوب است. اما بلافاصله فهمیدم چه اتفاقی می افتد: او آب را با شیر مخلوط کرد. ما آنقدر پول نداشتیم که یک هفته کامل دوام بیاوریم. ما فقیر نبودیم ، بدتر.

بسیاری از مشکلات

پدر لوکاکو یک فوتبالیست بود ، او همچنین با او بازی کرد تیم ملی به اصطلاح زائراما پول خیلی زود تمام شد. اولین چیزی که ناپدید شد تلویزیون کابلی بود. دیگر فوتبال ، سیگنال دیگر. بعد اتفاقاً عصر بود که در خانه بود و چراغ ها خاموش نشده بودند. در عرض دو یا سه هفته برق قطع می شود. وقتی می خواستم غسل کنم ، آب گرم نبود. مادرم کتری را روی اجاق گاز گرم می کرد و من دوش می گرفتم و آب گرم را با لیوان روی سرم می انداختم. لوکاکو کوچک بود. من قول دادم ، دقیقاً می دانستم چه کاری باید انجام دهم و چه کاری انجام خواهم داد. یک روز از مدرسه به خانه آمدم و مادرم را در حالی که اشک می ریخت پیدا کردم. بنابراین به او گفتم: مامان ، می بینی که تغییر خواهد کرد. من در اندرلخت فوتبال بازی خواهم کرد، به زودی اتفاق خواهد افتاد ما خوب خواهیم شد دیگر نگران نخواهید بود. من شش ساله بودم سپس لوکاکو در اندرلخت واقعاً قبل از انتقال به اورتون ، منچستر یونایتد (ایبرا نیز آنجا بود) ، اینتر بازی کرد.

مشکلات سلامتی مامان

مادر آدولفین ، هنگامی که مهاجم در مرکز نراتزوری هنوز کودک بود ، به دیابت مبتلا شد ، برای خرید دارو نیز مشکل داشت. انسولین 50 یورو هزینه داشت و او مجبور بود هر هفته که جعبه تقریباً از بین رفته بود برای آن بجنگد. اما فقط این نبود ، گاهی اوقات مجبور می شد از نانوائی خیابان نان وام بگیرد. به طور خلاصه ، فداکاری ، واقعی ها ، برای تشویق روملو و برادرش جوردن ، لاتزیو سابق. هر گلی که به ثمر می رسد به آدولفین اختصاص دارد. مادر ، من تو را دوست دارم ، او همیشه بعد از شبکه است. و تماس مداوم ، چهار تا پنج تماس تصویری در روز ، حتی زمانی که غایب هستند (و به ندرت) روملو و مادرش همیشه با هم هستند. در واقع ، او به میلان نقل مکان کرد و به او کمک کرد تا پسرش رومئو را بزرگ کند. در زمان محاصره ، بازیکن در ایتالیا ماند ، مادر همراه کودک در بلژیک بود. لوکاکو می گوید من نمی توانستم کنار آنها باشم ، تقریباً دیوانه شدم. در جهان مهاجم نراتزوری آدولفین حضور بسیار اساسی دارد.

مناسک وودو

حمله ابراهیموویچ به voodoo اتفاقی نیست. جمعیت کنگو با ادیان و آیین ها و خرافات همراه است. این داستانی است که توسط صاحب آن روایت شده استاورتون فرهاد مشیریکه عدم تمدید با توفیتی به نتایج یک مراسم وودو پیشنهاد شده توسط مادر مربوط می شود. پس از آن شماره روی تی شرت لوکاکو ، امروز 9 ، یک بار 10 ، تولد مادر آدولفین بود. یک ارتباط بسیار قوی ، بسیار نزدیک و جدایی ناپذیر. ابراهیموویچ دقیقاً این را لمس کرد: مانند انداختن یک سطل آب روی کابل برق باز.

27 ژانویه 2021 (تغییر از 27 ژانویه 2021 | 16:02)

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *