تقریباً همیشه یک قرار ملاقات ، گاهی اوقات تماس تلفنی فیلم با گوینت پالترو درب مترو بود. اما تغییر وجود جورجیو گوری جعبه ای بود. ما در سال 1984 هستیم ، شهردار برگامو 24 ساله است و در حال حاضر آینده ای به عنوان روزنامه نگار را ترک کرده است. من در Rete 4 ، آن زمان بخشی از گروه Mondadori کار کردم و روزهایم را در یک اتاق عظیم نیمه خالی در Centro Edile در Segrate گذراندم ، در انتظار کارلو فرسرو ، که من دستیارش بودم. برای گذراندن وقت ، شروع به تماشای نوارهای ویدیویی می کنم تیم تو متنفری سلسله. که در تیم، نمایشی که در سر همه افراد دهه 80 که بین ده تا سی سال سن داشتند حک شده است ، طرح روایت همیشه یکسان است ، هر قسمت برای جزئیات یا قسمت دیگر با قسمت دیگر متفاوت است. من شروع به جستجوی یک ارتباط باورنکردنی بین طرح قسمت ها و داده های گوش دادن می کنم ، یک چیز بی معنی و همه چیز را در یک سند قرار می دهم. در تابستان ، توافق بین Mondadori و Fininvest بسته می شود ، Rete 4 به برلوسکونی منتقل می شود. این گزارش از مجموعه تلویزیونی در یک جعبه ، روی انبوهی از ده ها سند ، اولین شانس پایان می یابد. و مهمتر از همه ، شانس دوم ، جعبه در دفتر اشتباه ، از Roberto Giovalli ، مدیر برنامه ریزی شبکه Fininvest قرار دارد. Giovalli رابطه من را در نمایش می بیند و همه چیز از آنجا شروع می شود.

تمام این سفر که جورجیو گوری را به چیزی شبیه به شاه میداس در تلویزیون ایتالیا تبدیل کرد ، در سال 2011 رها شد. در آن اثر انگشت وجود دارد. برادر بزرگتر، جزیره معروف ها، کفتار، هرگز اهداف را نگویید، فرود در ایتالیا در سیمپسون و خیلی بیشتر. سپس شور جوانان ، سیاست برمی گردد. کتابی که او به خودش می گوید ، منتشر شده توسط ریتزولی و نویسندگی مشترک فرانچسکو کانسلاتو ، آن را می خواند رستگاری، با زیرنویس که چیزهای زیادی در مورد آینده خود می گوید: برگامو و ایتالیا. یادداشتهایی درباره آینده احتمالی.

سی و شش سال بعد از جعبه ، زندگی او با ایمیلی که در 5 مارس ساعت 10:27 بعد از ظهر دریافت کرده ناراحت است.
یک ارائه دهنده خدمات بهداشتی که نمی دانستم آدرس ایمیل شخصی من را از یک دوست مشترک دریافت کرده است ، چشمانم را برای شیوع باز کرد. این به من در مورد میزان آلودگی ، خطرات موجود در معرض خطر ، و آنچه در کشوری که هیچ کس کوچکترین تصوری از آنچه قرار است اتفاق بیفتد ، می گوید.

دو هفته قبل ، شما با چند ده هزار بازیکن از برگامو در ورزشگاه میلان برای آتالانتا-والنسیا بودید.
یک شب شادی وصف ناپذیر ، که پس از آن احتمالاً یکی از موتورهای ویروس در استان برگامو شد.

جورجیو گوری با کریستینا پارودی (56) ، متولد 1995 و دارای سه فرزند است
جورجیو گوری با کریستینا پارودی (56) ، متولد 1995 و دارای سه فرزند است

آیا شما چیزی برای شکایت دارید؟
مطمئنا برای رفتن به سن سیرو نیست. این بازی در تاریخ 19 فوریه انجام می شود. برای همه ایتالیایی ها ، از دولت گرفته تا دانشمندان ، ویروس کرونا برای چین و کسانی که با چین ارتباط داشته اند مشکلی است. بیمار 1 کدونجو ، پسری که به اشتباه باور کردیم ، بیست و چهار ساعت بعد در بیمارستان بستری می شود.

فکر می کنید در پایان همه گیری زلزله قضایی رخ دهد؟
راستش نه ، فکر نمی کنم اینطور باشد. من معتقدم که این درست است ، مهمتر از همه نیاز به ترتیب آنچه اتفاق افتاده است ، انجام شده پس از انجام ، قطعه به قطعه وجود دارد. افرادی هستند که منتظرند بدانند ، هیچ منطقه خاکستری وجود ندارد.

آیا سیاست هنوز در آینده شماست؟
در آینده من ، تا سال 2024 ، برگامو است.

بسیاری از بینش های او در تلویزیون ، از برادر بزرگتر بهجزیره معروف ها عبور از کنار سرآشپز است فاکتور ایکس، هنوز زنده مانده
اگر بخواهم بگویم خیلی زیاد است. بعضی اوقات من X-Factor را تماشا می کنم چون بچه هایم آن را تماشا می کنند. من هرگز یک قسمت از Big Brother را تماشا نمی کنم.

جورجیو گوری بسیار جوان در اواخر دهه 80 با سیلویو برلوسکونی ، که از سال 1984 تا 2001 با او کار کرد
جورجیو گوری بسیار جوان در اواخر دهه 80 با سیلویو برلوسکونی ، که از سال 1984 تا 2001 با او کار کرد

آن را کبوتر می دانند. هنوز هم ، او از بسیاری از شاهین ها عبور کرد ، گویی آنها را جذب می کند. شروع با ویتوریو فلتری.
من یک کودک بودم و در Bergamo Oggy ، روزنامه ای که توسط یک تعاونی روزنامه نگاری تأسیس شده بود ، به عنوان “متجاوز” کار می کردم. اوضاع بد است ، یک ملک جدید با فلتری وارد می شود ، او با من تماس می گیرد و به من پیشنهاد کارآموزی می کند. سپس در یک زمان او مرا اخراج کرد و گفت متاسف است. سالها بعد ، من گفتم: “من خیلی عقب مانده بودم و خبر را چک نکردم.” فکر می کنم این برای یک سری مقاله ها در مورد حدس و گمان های خاص در کوه بود.

سپس برلوسکونی.
وقتی برای کل شرکت آسیب دیده باشد. این به من کمک کرد تا بتوانم به سپر چهره های “سنگین تر” از خودم اعتماد کنم ، از انریکو منتانا تا مائوریتزیو کوستانزو ، از جیانی لتا تا فدله کنفالونیری. با این حال ، به جز مارچلو دلوری و آدریانو گالیانی ، هیچ کس واقعاً فکر نمی کرد که برلوسکونی بتواند در انتخابات پیروز شود.

من بعد از ملاقات با پسر لوجی در ناهار برای SAN PATRINJANO ، یک سال قبل BERLUSCONI را تماشا کردم. من به ARCORE برگشتم: با درخواست من متحیر شدم

جورجیو گوری:

بعد با ما دعوا کرد ، نه؟
برای کریسمس 1993 ، او یک برنامه ویژه کریسمس یک ساعته در میلان داشت ، که برای ارتقا image تصویر وی برای تبار آینده استفاده شد. یکی از کره شمالی: او با بازیکنان ، او با فنجان ها ، او با بچه ها … شبکه های دیگر ، ایتالیا 1 و رته 4 ، او را در تعطیلات کریسمس به خستگی فرستاده بودند. در تاریخ 6 ژانویه ، او با من که مدیر آن بود تماس گرفت و اصرار کرد که آن را از کانال 5 پخش کنم.

در سال 2011 ملاقات با رنزی.
برای ایتالیا ، یک سال رنج ، گسترده و احساس بی نظمی. من فکر می کنم که من هم باید سهم خودم را انجام دهم. اگرچه درک اینکه چگونه و با چه کسی آسان نیست. من سرانجام با لوکا سوفری در مورد لزوم جوان سازی چپ صحبت می کنم ، و او به من می گوید: “شما دو نفر را باید بشناسید: پیپو چیواتی و ماتئو رنزی.”

دی رنزی سال بعد “گورو” شد.
اما نه ، من هرگز “مرشد” او نبوده ام! در انتخابات مقدماتی دموکرات ها در سال 2012 ، مواردی که او به برسانی باخت ، من به رنزی پیشنهاد می کنم که یک نقش سازمانی را به من بسپارد. در عوض ، او از من التماس می کند که مال او باشم دکتر اسپین، کمی آمریکایی ، در حالی که وی هماهنگی کارزار را به روبرتو رگی سپرد. سعی می کنم ، خیلی قانع نشده ام. دو هفته طول کشید. یک شب ، در حالی که رنزی در تلویزیون و من در پشت صحنه بودیم ، دیه گو بیانچی با دوربین تبادل پیام کرد و آن را به روش خودش گفت و ایده “کنترل از راه دور” رنزسی را به عنوان آمبرا با بونکومپی پیشنهاد داد. تجربه من به عنوان یک استاد راهنما در اینجا به پایان می رسد. من همچنان به تهیه یادداشت برای مراحل مختلف تور ادامه می دهم: حقایقی در مورد روز ، چیزهایی که باید در مورد منطقه بدانیم ، پیام های احتمالی برای ارسال. شاید او آنها را بخواند ، شاید نه. اما این نقش من نبود ، مطمئناً نمی توانستم بگویم که با کسی که می داند چه کسی و چگونه می تواند ارتباط برقرار کند ، و بیش از همه ، نمی خواهد پیشنهاد شود. در سالهای بعد ، ما چندین بار مسیرها را رد کردیم و دست دادیم.

و با برلوسکونی؟
من فقط یک سال پیش ، قبل از کریسمس ، او را دوباره دیدم. من پسرش لوئیجی را در یک شام در سان پاتریانو ملاقات می کنم ، گفتگو را تمام می کنیم ، جلسه ای را با او ترتیب می دهیم و پس از مدت ها به آرکور برمی گردم. من او را حتی از سیاست کمی خسته دیدم ، اما او هزاران زندگی دارد. من مهربان بودم ، مثل همیشه ، واقعاً متعجب شدم که آنجا هستم تا فقط به او سلام کنم و برایش آرزوی سلامتی کنم و از او چیزی نپرسم. این باعث شد که فکر کنم.

در زندگی بعدی او هنوز سیاست وجود دارد.
من سه سال فرصت دارم تا به یک ایده برسم. صدمه ای نخواهد دید که همه چیز را دوباره تغییر دهید. اما قبل از آن اولویت من برگامو بود.

کارت شناسایی

زندگی و تلویزیون – جورجیو گوری در 24 مارس 1960 در برگامو متولد شد ، شهری که وی از سال 2014 شهردار آن است. در 18 سالگی همکاری با تلویزیون Bergamo و Bergamo Oggi را آغاز کرد. سپس به Rete 4 پیوست و در آنجا دستیار کارلو فرسرو بود. در فینینوست ، وی مدیر برنامه نویسی شد تا سال 2001 ، سال تأسیس مگنولیا ، یک شرکت تولیدی که برنامه هایی مانند جزیره مشاهیر ، پیازاپولیتا و مسترچف را اجرا می کرد.
سیاست – در دسامبر 2011 ، او به حزب دموکرات پیوست و InNOVA ، یک آزمایشگاه آموزشی برای سیستم شهری Bergamo را ایجاد کرد. در 9 ژوئن 2014 ، وی با 53.5 درصد آرا برنده رای شد و به عنوان شهردار برگامو انتخاب شد. در سال 2017 ، وی در انتخابات ریاست جمهوری در لمباردی توسط فواره شکست خورد. در سال 2019 ، وی با 55٪ آرا بار دیگر به عنوان شهردار برگامو تأیید شد.

8 ژانویه 2021 (تغییر 8 ژانویه 2021 | 23:19)

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *