پائولو بوچینلی ، در هنر ، به تنهایی می میرد سولانژ. او برای همیشه روی مبل در اتاق نشیمن آپارتمان کوچک در Mortaiolo ، در استان Collesalvetti ، شهرداری در فضای داخلی Livorno ، خوابید. فقط او ، روانی که عاشق کانون توجه ، مردم ، تلویزیون و همه چیزهایی بود که بوی نمایش می داد. Livornese در لهجه ، شجاعت و سخاوت. داریو بالانتینی ، مرجع تقلید ، هنرمند و نقاش مشهور که در دوستی و زادگاه خود با سولانژ مشترک است ، گفت: “من دو روز پیش با او صحبت کردم.” او به من گفت که او را به Uno Matina ، برنامه Paradise دعوت کرده اند ، و از من پرسید که آیا از من خوشت می آید؟ پائولو مردی خوب ، دارای ذکاوت کمیاب بود و از حساسیت مطلقی برخوردار بود که به او اجازه می داد به روح مردم نگاه کند. او در این باره شوخی کرد. وی به من گفت: “آینده را حدس نمی زنم ، اما گاهی اوقات افشاگری های وی چشمگیر بود.”

“او هیچ مشکلی در کار نداشت.”

مرگ سولانژ همه را متعجب کرد. و مردم عادی ، افراد مشهور و افراد با نفوذ را تحت تأثیر قرار داد. در میان آنها ، ماتئو سالوینی ، رهبر لگا ، که در یک توییت او را به یاد آورد ، با همدردی زیادی حرکت می کرد. و دوباره ولادیمیر لوکسوریا ، کاترینا بالیوو و بسیاری از زنان و مردان سرگرم کننده. ماسیمیلیانو سیمونی ، مدیر ملی تئاتر و سرگرمی در فراتلی د ایتالیا و رئیس سابق جشنواره ورسیلیانا ، گفت: “برای چندین سال پس از مرگ مادرش ، او خودش را منزوی کرد ،” اما من فکر نمی کنم او از نظر اقتصادی مشکلی داشته باشد. . او به تلویزیون رفت ، در برخی روزنامه ها ستون داشت و عاشق شغل خود بود. سیمونی ادامه داد: “به یاد دارم وقتی در سال 2000 جرأت کرد خود را با چشمان خود از رومانو باتالیا به ورسیلیانا معرفی کند و از او بخواهد او را به کافه معروف خود دعوت کند.” من چند سال زودتر با او ملاقات کرده بودم. سلام کردم و رومانو راضی کردم که از او به عنوان مهمان پذیرایی کند. این برای مخاطبان ما تقریباً یک شوک بود. ما یک ماه قبل ایندرو مونتانلی را روی صحنه داشتیم ، اما حضور او جالب و شوخ بود و بارها او را دعوت کردیم.

مناظره با مارگاریتا هاک

سولانژ یک بار در یک بحث با مارگاریتا هاک ، یک دانشمند و یک زن فوق العاده شرکت کرد. و بسیاری بلافاصله تعجب کردند که “پاراگنوز” اخترفیزیک ، که در سراسر جهان شناخته شده است ، چیست؟ هاک همه اینها را انکار کرد و وقتی از او س askedال شد که آیا او ، بعنوان یک ملحد اعلام شده ، از کسانی که دست را می خوانند آزرده خاطر است؟ حضار نفس می کشیدند ، سپس لبخند می زدند و کف می زدند. مارگاریتا فهمید که این پسر زیاده خواه مردی باهوش است. سولانژ (نامی که پس از بازی در فیلم مهیج 1971 «با سولانژ چه کردی؟» تاسیس شد) او با افتخار همجنسگرا بود و می خواست یک مرد باشد. یک بار ، قبل از نمایش ، کسی او را سولانژ عزیز صدا کرد و او گفت نه ، عزیزم ، به خواهرت بگو.

آغاز در تئاتر و شعر

پائولو بوچینلی در 25 آوریل 1952 متولد شد ، در دانشگاه فلورانس در رشته تعلیم و تربیت تحصیل کرد ، چندین کتاب منتشر کرد ، شعر نوشت و شعر گفت. “او از هیچ آسیب شناسی رنج نبرد و برای همه این یک مرگ نه تنها بسیار دردناک ، بلکه غیر منتظره بود. – بالانتینی ادامه می دهد – یکی از دوستانم به من گفت که چند روز قبل برای معاینه در بیمارستان رفته بود زیرا بیهوش شد. اما آنها به او گفتند که این یک قطره گلیسمی است و او را به خانه فرستادند. بالانتینی یادآوری می کند که کار خود را با او در لیورنو ، در تئاتر افسانه ای La Grand Guardia آغاز کرد ، که امروز متأسفانه تبدیل به یک مغازه شد وقتی که او همه را با شعرها و ترفندهای خود افسون کرد و حتی یک بار موفق شد با موتور روی صحنه ظاهر شود. . آخرین کلماتی که داریو در مورد سولانژ به یاد می آورد کلمات موجود در تلویزیون است. وی به حضار تبریک گفت که با وجود همه گیرها و مشکلات مختلف ، “مهمترین چیز این است که خود را دوست داشته باشی” و بنابراین دیگران را دوست بدار. آینده آن را اینگونه بخواند.

8 ژانویه 2021 (تغییر 8 ژانویه 2021 | 11:27)

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *