وقتی سی سال پیش تصمیم گرفتم تجربیات خود را به عنوان مردی بسیار جوان تبعید شده به آشویتس به اشتراک بگذارم ، بسیاری از مدارس در سراسر ایتالیا از من دعوت کردند تا شهادتم را بشنوم. تقریباً در همه جا ندو فیانو ، پدر نویسنده ، دقیقاً از این عنوان زیبا به او پیشقدم شد عطر پدرم، این کتاب اختصاص داده شده است (برای پخش در 19 ژانویه برای Piemme).

“عطر پدرم. میراث پسر شوها “توسط امانوئل فیانو ، با پیشگفتار سناتور زندگی لیلیانا سگر ، که همچنین یک بازمانده از هولوکاست بود ، در 19 ژانویه برای Piemme منتشر شد (ص 192 ، 17.50 یورو)

ندو قد بلند ، خوش تیپ ، پرانرژی ، آتشفشانی ، برونگرا بود: او واقعیتها را دقیقاً گفت ، موقعیت ها ، شخصیت های فاجعه ای که تجربه کرده است ، اما او آنها را به عنوان یک بازیگر کامل به تصویر می کشد ، صدای خود را بلند می کند یا آن را به زمزمه پایین می آورد ، تحت تأثیر قرار می گیرد و برای سرنوشت خود و تمام خانواده اش که توسط نازی ها کشته شده گریه می کند. کاملاً برعکس من ، که نمی تواند در جمع حرکت کند و گریه کند و هیچ وقت صدایم را بلند نمی کند: تصور اینکه دو شاهد متفاوت دیگر ، شاید در یک مدرسه باشند ، سخت بود. اما این برای من خوب بود ، به این دلیل که ما دو نفر بودیم و هستیم ، نه دو برده ، همانطور که شکنجه گران ما می خواهند ما را کاهش دهند.

امانوئل فیانو
امانوئل فیانو

پنج سال از من بزرگتر ، ندو از جوانی وارد اردوگاه کار اجباری شده بود ، زمانی که من فقط یک نوجوان بودم: او کمی آلمانی بلد بود تا زمانی که من حتی هجای آن را نگذاشتم. او را به کانادا منصوب کردند – جایی که لباس ها ، چمدان ها و انواع چیزهایی که از قربانیان برده شده بود – در آنجا رنج افرادی که در آنجا کار می کردند کمی وحشتناک بود و احتمال زنده ماندن کمی بیشتر بود ، در حالی که من کاملاً تصادفی ، از انتخاب ها اجتناب کردم ، من به عنوان یک کارگر برده در کارخانه مهمات اتحادیه کار می کردم. به طور خلاصه ، نه تنها خلق و خوی ما متفاوت بود ، بلکه تجربیات ما در آشویتس-بیرکناو نیز بسیار متفاوت بود.

لیلیانا سگر (آنسا)
لیلیانا سگر (آنسا)

پس از آزادی ، نقش های ما تا حدودی تغییر کرد: من ، خوش شانس تر ، برای ملاقات با من آرامش مادی پیدا کرده بودم – و نه بدون مشکل و سو mis تفاهم – آنچه از خانواده ام ، پدربزرگ و مادربزرگم ، عموها مانده بود. از طرف دیگر ، ندو کسی را پیدا نکرده بود. بعد از جهنم کویر.

با شهامت شیری که من همیشه تحسینش کرده ام و هنوز هم تحسینش می کنم ، او به معنای واقعی کلمه یک زندگی ، یک خانواده ، یک آموزش (او پس از چهل سالگی به عنوان دانشجوی شاغل فارغ التحصیل شد) ، یک شغل و یک موقعیت اقتصادی و اجتماعی ساخته است. ندو ، با وجود زخم های لاعلاجش که در بین همه ما بازماندگان مشترک بود ، علی رغم همه چیز ، تجسم خوش بینی اراده بود ، اما می خواست این کار را با وجود هر فاجعه و مصیبت انجام دهد. جذابیت او برای هر چیز مدرن و برای آمریکا سرزمین فرصتکه پسرش امانوئل در این کتاب به خوبی می گوید ، نشانه مشهود شخصیت غیرقابل انکار او بود.

در کتاب امانوئل فیانو – همچنین از او به عنوان پدرش برای سالهای طولانی دوست و تحسین کننده تعامل مدنی مداوم او شد – بسیاری از وقایع خانوادگی با ذوق و استعداد به عنوان نویسنده گفته می شود: ریشه های فلورانس بین ویلاهای لوکس اقوام ثروتمند و حقوق بازنشستگی متوسط ​​، میلان معجزه اقتصادی است که پیشرفت اجتماعی و اقتصادی یهودیان را متحد می کند و غیر یهودیان در یک فضای همبستگی آشکار ، وابستگی نرم به سنت های یهودی حتی توسط کسانی که مانند من و امانوئل ، خود را معتقد نمی دانند. و البته شوخی وجود دارد که به تدریج و با درد بین چیزهای ناگفته و عبارات حذف شده ، شوع نامفهوم و همیشگی یافت می شود.

اما اگر من در مورد ندو اینقدر صحبت کردم ، مربوط به زنده ماندن هر دوی ماست و برای رابطه من با او چنین است ، زیرا این کتاب بیش از هر چیز یک عمل بزرگ عاشقانه فرزندی است. عشق به پدر همیشه آسان نیست ، در آن ارواح و کابوس ها زندگی می کنند – من می گویم از ارواح و کابوس های ما – اما می تواند یک گواه یا شاید مخمر به پسرش منتقل کند ، که امانوئل در پایان توصیف خود می گوید: “” هرگز مرا رها نکن “، صدای درون به نظر می رسد که به من می گوید” به خودت اجازه نده که من را فراموش کنی ، پدرت و آن ویرانه های سیگار کشیدن را که از سر گذرانده فراموش کن […] هرگز از آرزوی ورود به خشن ترین پیچ و خمهای روح انسان ، جایی که اخلاق از بین می رود ، دست بردار ، بدان که تو پسر قدرت فوق بشری کسانی هستی که تسلیم نشده اند ، کسانی که همچنان امیدوارند ” .

© 2021 – MONDADORI LIBRI SPA – PIEMME

جلسه زنده در فیس بوک

امانوئل فیانو 18 ژانویه ساعت 6.30 بعد از ظهر در فیس بوک زنده خواهد بود (صفحات: Piemme و Associazione Sigli della Shoah). شرکت کنندگان لیلیانا سگر ، مائوریتزیو مولیناری ، پیرلوئیجی باتیستا.

کتاب: خاطرات خانوادگی و جمعی

“پدرش سوراخهایی در پاهایش داشت و انگشت شستش قطع شد. یک عدد مرموز روی دست مشخص شده و اغلب اشکهای زیادی وجود دارد ». سفر امانوئل فیانو به «عطر پدرم. میراث کودک Shoah (Piemme) ، اندکی قبل از فوت پدرش ندو ، بازمانده آشویتس ، در سال 95 در 19 دسامبر 2020 درگذشت. سفری در تاریخ پدر و خانواده ، تاریخ رابطه با والدین ، ​​از ورطه عبور کرد. بلکه تلاش برای عبور باتوم. بازسازی که به طور خصوصی بر نیاز به حافظه جمعی و وجدان عمومی تأثیر می گذارد. برای امروز و برای نسل های آینده.

17 ژانویه 2021 (تغییر 17 ژانویه 2021 | 21:03)

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *