در انتخابات سال 1919 مجلس عوام با حق رأی عمومی برای مردان با سیستم متناسب ، حزب سوسیالیست اکثریت نسبی 32.3٪ را به دست آورد. لیست فاشیست ارائه شده در میلان مشتی رأی به دست آورد و بنیتو موسولینی احمقانه احمقانه عمل کرد. با این حال سه سال بعد ، رهبر پیراهن های سیاه رئیس دولت شد ، با مارکسیست های ایتالیایی به سه شکل مختلف (حداکثرگرایان ، اصلاح طلبان ، کمونیست ها) تقسیم شده و آشکارا در بی نظمی بودند. چگونه این امکان وجود داشت؟

مقاله پائولو فرانکی
مقاله پائولو فرانکی “PCI و میراث توراتی” (La nave di Teseo ، ص 187 ، یورو 16) در 21 ژانویه منتشر شده است.

واقعیت این است که خط افراط گرایی که توسط PSI اتخاذ شده یک توهم است برای تقلید از بلشویک های روسیه ، با عقیم سازی کرسی های پارلمانی خود در موضع مخالفت مغرضانه و پر سر و صدا نه تنها با دولت ها بلکه با خود سیستم نماینده ، انتظار انقلابی را به طور م preventثر از سوسیالیست ها در سیاست ورزی جلوگیری کرد. تصاحب خواهد کرد

این درس بسیار تلخ را پالمیرو توگالیتی به خوبی می دانست، هنگامی که رهبر PCI پس از تبعیدی که فاشیسم به وی تحمیل کرد ، در سال 1944 به میهن بازگشت. از همان ابتدا ، مهمترین دغدغه وی این بود که حزب خود را در بازی سیاسی گنجانده ، به آن نقشی از مسئولیت ملی بدهد ، آن را به روی طبقات اجتماعی غیر از پرولتاریای صنعتی و کشاورزی باز کند ، و آن را به گفتگو با سایر نیروها و با کلیسای کاتولیک بیندازد. . برعکس ، در پشت محوطه ای که حزب کمونیست ایتالیا در ژانویه 1921 در لیورنو متولد شد ، جدا از PSI ، یعنی با هدف ایجاد یک فالانگ انقلابی جمع و جور که بتواند طبقه کارگر را مجبور به گرفتن قدرت کند.

پائولو فرانکی (رم ، 1949) روزنامه نگار است.  او رئیس نسخه رومی و ستون نویس برای بود
پائولو فرانکی (رم ، 1949) روزنامه نگار است. وی رئیس نسخه رومی و ستون نویس Corriere della Sera بود.

علاوه بر این ، این داده های اصلی است که پائولو فرانکی از آن شروع می کند در کتاب زیبایش PCI و میراث توراتی (کشتی تیزوس) – در کنگره صد سال پیش ، سه جریان مخالف بودند ، اما فقط دو خط روشن سیاسی. از یک سو ، کمونیست هایی بودند که عزم خود را برای جدا کردن از کسانی که قیام را تبلیغ می کردند اما برای اجرای آن هیچ کاری نکردند ، داشتند. از طرف دیگر ، اصلاح طلبان ، به رهبری رهبر تاریخی خود فیلیپو توراتی ، متقاعد شدند که تجربه روسیه در ایتالیا قابل اجرا نیست و مسیر سوسیالیسم باید تدریجی باشد و از نهادهای دموکراسی پارلمانی عبور کند. در میان ماکزیمالیست ها ، اکثراً اکثریت و در همه چیز حل نشده ، در رویای انقلاب گم شده بودند ، اما مایل به اخراج جناح راست حزب نبودند ، همانطور که انترناسیونال کمونیست از مسکو می خواست.

به گفته فرانكی ، چنان اتفاق افتاد كه تولیاتی ، باید درگیر سیاست باشد در جمهوری ایتالیا و پرهیز از انزوای PCI به هر قیمتی ، او خود را در بسیاری از راه ها در رد پای توراتی دید ، در آن زمان به عنوان یک رسوایی به عنوان “خائن اجتماعی” که همیشه مارکسیست باقی مانده بود و هرگز نظری نداشت هدف غلبه بر سرمایه داری را کنار گذاشت.

با این حال ، این به معنای کمونیست های ایتالیا نیست آنها در واقع سوسیال دموکرات بودند زیرا رفتار آنها جز remained نیرومند ریا بود. با این حال ، این در عمل به دموکراسی بورژوازی با آمادگی برای انقلاب بستگی نداشت: توگالیتی همیشه علیه تمایلات براندازانه موجود در حزب می جنگید ، او شخصاً به امیلیا می رفت تا دستور دهد اقدامات خشونت آمیز احزاب سابق پایان یابد. فرانکی می نویسد ، س realال واقعی این است که مبارزان و رهبران PCI سالها زندگی کرده اند “چیزی مانند یک وابستگی مضاعف ، به ایتالیای دموکراتیک که بنیانگذار آن هستند و به اردوگاه کمونیستی که از معتبرترین اعضای آن هستند. از او گرفته شده است. “وفادار به اتحاد جماهیر شوروی شوروی ، آماده اتهام زنی تیتو به خیانت و تأیید چوبه دار پراگ ، آنها بین توراتی و استالین به صورت آکروباتیک بازی کردند.

افسانه اتحاد جماهیر شوروی شوروی یکی از عظیم ترین اخبار جعلی بود در قرن بیستم اما این از بسیاری جهات برای سیاست “ترکی” توگالیتی کارساز بود ، “زیرا” ، فرانکی یادداشت می کند ، “وجود اتحاد جماهیر شوروی و افسانه آن باعث شد که انقلاب بتواند انقلاب را با گذشت زمان ، در آینده ای دور و نامشخص و در فضا ، در مسکو ». این حتی تلاش های دبیر کمونیست برای تأیید حمله به مجارستان را که وی در سال 1956 با اطمینان از کرملین درخواست کرده بود ، توضیح می دهد.

با این حال ، از دهه 1960 ، این ابهام دیگر وجود ندارد پایدار. اتحاد جماهیر شوروی رکود ، که تجربه ابتکاری الکساندر دوبچک چکسلواکی را در سال 1968 خرد کرد ، دیگر نمی تواند یک الگو باشد. به همین دلیل انریکو برلینگر ، دبیر از سال 1972 ، جسارتاً با توافق به “سازش تاریخی” خط توافق واحد با دموکرات های مسیحی را تجدید کرد. در اینجا نیز ، فرانسی به مصداق توراتی اشاره می کند ، مصاحبه ای که در آن رهبر اصلاح طلب در سال 1924 اتحادیه با حزب مردم (سلف حزب دمکراتوریکا) را پیشنهاد داد. به همین مناسبت ، کارلو سیلوستری ، روزنامه نگار اصلاح طلب که مصاحبه را امضا کرد ، سپس به طور غیر منتظره به موسولینی ناامید نزدیک شد. از سالو و جالب توجه است که خود سیلوستر ، در سال 1946 ، در حالی که اولین نشریات نئوفاشیست او را قبلاً در کف دستش حمل می کردند ، با یادآوری این قسمت از “هوش سیاسی برتر” توگلیاتی به عنوان مدافع گفتگوی مارکسیست و کاتولیک ، او را ستایش کرد.

اما سازش تاریخی موفقیت آمیز نبود، PCI با تجربه همبستگی ملی متلاشی می شود ، بازی سخت در سمت چپ با PSI از Bettino Craxi آغاز می شود. برلینگر سپس با رد “فشار هشدار” انقلاب اکتبر ، در رد شوروی گرایی فراتر رفت و “خسته کننده” را اعلام کرد. اما این هدف برای کنار گذاشتن سوسیال دموکراسی نیست ، هنوز آرزو دارد که بر سرمایه داری فائق آید ، به “تنوع کمونیستی” باقیمانده معنایی “اخلاقی” می بخشد. فرانکی گفت ، نه فقط برای اطمینان بخشیدن به پایگاه ، بلکه به این دلیل که او صادقانه به فرضیه “بار سوم” اعتقاد دارد.

نویسنده به درستی هرگونه یادآوری را پوچ می داند توسط پوپولیست های امروز به برلینگر. بلکه ادعا می کند که دبیر کمونیست ناخواسته خود را در مسیر حداکثر گرایی قدیمی پیدا کرده و آماده “فراخوانیدن مبارزه توده ها” است ، هرگز قادر به “اشاره به اهداف واقعی و مشخص” نیست. بنابراین توراتی از افق ناپدید شد. اما مسئله این است که “احزاب از حداکثر گرایی می میرند”. همانطور که بعد از مرگ برلینگر با PCI اتفاق افتاد.

14 ژانویه 2021 (تغییر 14 ژانویه 2021 | 21:42)

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *