چهارشنبه ، 6 ژانویه 2021 ، 05.45 UTC
پ.موقعیت گروه Prysmian: 53 ° 30 ’14’SS 057 ° 46′ 12 “غربی
آب و هوا: وزش باد از غرب شمال غربی ، 10 گره (18.5 کیلومتر در ساعت) ، وزش باد 15 ، آسمان ابری ، ارتفاع موج 2،5 متر با طول حرکت هر 10،5 ثانیه
دمای هوا 10 درجه
دمای آب نهم
اسکان نزدیک به زمین: استنلی ، جزایر فالکلند ، سرزمین های خارج از کشور انگلستان ، 172 کیلومتر.
منوی روز:
– ریزوتوی Basomati با قارچ (با تشکر Tiberino!)
-5 لوبیای لیوفیلیزه شده.
– آب میوه از بسیاری از میوه ها.
-دو چای داغ ویتامین ها
“مقدار زیادی آب تصفیه شده با نمک زدایی …”

شب گذشته ، ساعت 2:12 به وقت ایتالیا ، دماغ هورن را گرد کردم، جنوبی ترین نقطه آمریکا و قاره ها به جز قطب جنوب ، نقطه ای که طول آن انتقال از اقیانوس آرام به اقیانوس اطلس است. کیپ هورن یک شنل افسانه ای است.


باشگاه

عبور از آن حتی شما را به عضوی از گروه “cap-hornien” در فرانسه تبدیل می کند که با عبور از این شنل حقوق عجیب و غریب به دست می آورند … برای من کیپ هورن یک کلیک بود. من نزدیک شدن این رئیس را تماشا کردم ، او را می خواستم ، او را می خواستم. من می خواستم جنوب بزرگ را به پایان برسانم. یک جنوب بزرگ باشکوه و تحمیل کننده ، که من یک ماه کامل آن را گوش می دادم و فریاد می زدم که طبیعت وجود دارد. و اگر وجود داشته باشد چه می شود. باشکوه ، قدرتمند.

مقایسه

احساس كوچكی كردم و عبور از آن بینی باعث شد تا بعد انسانی خود را از سر بگیرم. اما قبل از این که بتوانیم این کار را انجام دهیم ، مجبور شدیم دو افسردگی را پشت سر بگذاریم که اولین مورد را هرگز فراموش نمی کنم. بادهای آن ، تراکم آنها ، جهت آنها ، هق هق و روحیه آنها باعث خستگی من شد. ما مجبور شدیم لبه های بی شماری ایجاد کنیم ، جهت را تغییر دهیم منطقه یخ – خط خیالی ، که طبق مقررات نمی توانیم از آن عبور کنیم – برای جستجوی نقطه درست که از آن مسیر مستقیم را به طول کیپ هورن و فراتر از آن آغاز کنیم. فریادهای اقیانوس ها ، ضربه های قایق به امواج برخورد می کند ، تصمیمات ، لبه ها ، افکار ، سرما مرا خسته می کند. احساسم این بود. آماده. و اینگونه است که من در مورد بقا ، آن غریزه ای که به منابعی که در ما پنهان شده اند و ما همیشه نمی دانیم که داریم ، می توانم یاد بگیرم. منبعی که من از آن شنیده ام نمی دانم کجا گریت نامیده می شود. در واقع ، فکر کردن برای اولین بار نبود … حالا که دیروز لنت قایق را پیدا کردم ، که برای من چندین ساعت کار هزینه داشت ، به تدریج بازوهای صخره ای را از بین بردم ، بادبان های جلو را به تدریج عوض کردم ، جلو رفتم ، روی بی ثبات لرزیدم یک قایق روی موج ها ، حالا که شامپاین ، اقیانوس ، قایق و من گرفته ام ، کمی وقت می گذارم چشمانم را ببندم و به آنچه اتفاق افتاده برگردم. آنچه بیش از یک ماه در هر روز رخ داده و در گذشته در زندگی من اتفاق افتاده است. به دنبال چیزی هستید که شما را به جلو سوق دهد.

دانه های شن

ورود به پادگان Pepicelli در Viale Atlantici 73 a بنوونتو با یک روز تأخیر ، تب داشتم و شروع سربازی با یک روز تأخیر ، مشکلات بوروکراتیک زیادی ایجاد کرد. من بخشی از دوره 198 درجه برای دانشجویان دستیار کارابینری هستم. من آن را با آسپرین پر کرده ام تب در 37.5، برخی به من توصیه می کنند که بازدید کنم. مطمئناً ورود در روز اول و جشن گرفتن دیدار م bید خوبی نیست. من نمی کنم بعلاوه امکان صحبت با مافوق وجود ندارد. آنها در صورت شما فریاد می زنند انگار که شما یک احمق هستید ، در سه مرحله متوقف شوید ، که به شرح زیر ارائه می شود: تیم ها “من تب دارم ، مردی که دو ستاره روی شانه اش است مانند عقاب جیغ می کشد و من چیزی نمی فهمم. بعد از چند ساعت فهمیدم که آنها انتخاب کرده اند برخی از کارابینی ها برای شرکت در یک مسابقه پا، من تب دارم ، اما فوق العاده آموزش دیده ام. از 14 سالگی بوکس و تماس کامل را تمرین می کنم ، مسابقات را زیر کمربند خود دارم و قربانیان ورزش را می شناسم. من باید با فرمانده گروهان ما ملاقات کنم و از او بخواهم در آن شرکت کند. من او را می بینم که مثل دیوانه در چهره همه جیغ می کشد. بالاخره شهامت پیدا کردم

در یک مسابقه

من به خط شروع نزدیک شده ام ، خیلی گرم نمی شوم ، تب من زیاد شده و من داغ شده ام ، قلبم سریع می تپد. 5 دقیقه برای شروع. من نزدیک می شوم و عصبی هستم و می خواهم همزمان منفجر شوم. خیابان! مستقیم شلیک می کنم ، می خواهم گروه اول را بگیرم و قلاب بمانم. قلب بیش از حد پمپ می کند. من به سرعت کم آب می شوم ، آب با خود ندارم. گودال ها وجود دارد. من داوطلبانه پاهایم را داخل آن قرار می دهم. در دروس شیمی که در مدرسه شرکت کردم ، پدیده اسمز را کشف کردم و به خودم گفتم که می تواند م workثر باشد. 4 کیلومتر اول دشوار است، من سخت کنار آمدم و ریتم بسیار ناهمواری دارم. تمایل به انفجار بر همه چیز غلبه دارد ، من عادت کرده ام که درد بکشم ، تا با غرور خود در بدن انسان زندگی کنم. من توانستم او را هل دهم و صدای تحمیلی او کمی به گوش من آمد ، این من را قانع نمی کند. در کیلومتر 15 احساس خستگی می کنم ، شروع به از دست دادن زمین می کنم ، دومین کارابینری به من می پیوندد ، یک پسر قد بلند از رم. ما حدود سه کیلومتر در کنار هم می دویم ، این یک مقاومت خالص در برابر درد است. نادیده بگیر ، با خودم تکرار می کنم. به آن صدا گوش نده بیهوشی. قلبم سریع می تپد ، من دیگر تب نمی کنم ، دیگر چیزی احساس نمی کنم. در کیلومتر 19 او تسلیم می شود. فکر نمی کنم ذهنش دیگر بتواند درد را تحمل کند و بدنش هم نمی توانست تحمل کند. من در آخرین کیلومترها از خودم دفاع می کنم و در کل 40 خط اول از خط پایان عبور می کنم و کارابین اول. من به خودم ایمان دارم و می فهمم که توانایی جنگیدن برای یک هدف را دارم.

قیمت

سرهنگ من را به گزارش دعوت می کند تا بتواند از من تعارف کند و آن را به من بدهد مجوز حق بیمه. وارد اتاقش می شوم طبقه بالا. می فهمم که بالاخره چه شکلی است. به محض ورود ، با بی رحمی به اتاق او خیره شدم و احساس کردم ارتعاش به زمین لرزیده است: “فرماندهان ، دانشجوی کارابینیاری کمکی جیانکارلو پدوت ، گروه سوم ، دسته اول ، گروهان دوم.” تیم ها چهره اش را می بینم که از جیغ من نگران است ، او با صدای آرام تکرار می کند “استراحت ، استراحت” 48 ساعت گذشته است. من یک روز دیر به پادگان رسیدم ، برنده شدم نیمه ماراتن در میان کارابینی ها و خودم را در دفتر سرهنگ می بینم. همانطور که آدریانو می گوید زندگی خنده دار است.

ماسه و دوام

این بار ستوانی نداشتم که در صورتم فریاد بزند. من داشتم اقیانوس هند قبل و صلح جو بعد از من برای اینکه بتوانم دمای بدنم را پایین بیاورم ، گودالهایی برای فرو بردن پا ندارم: من یک موتور داشتم که آن را روشن کردم تا لباسهایم را گرم کنم ، خشک کنم ، پوست چربم ، چکمه هایم … در جنوب بزرگ من نمی توانستم دیوانه فشار بیاورم ، باید نگران یک وسیله نقلیه باشم زیرا من فقط روی پاهایم نمی دوم و اگر وسیله نقلیه بشکند ، همه چیز به راحتی تمام می شود. اما شن و ماسه همان است. مگر اینکه گاهی در اینجا نامیده شود مقاومت.

6 ژانویه 2021 (تغییر از 6 ژانویه 2021 | 10:33)

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *