آنا Ferzetti ثابت می کند که او نه تنها “دختر” و “شریک زندگی” ، که گابریل Ferzetti و Pierfrancesco Favino هستند ، بلکه یک بازیگر با شخصیت خاص خود است. “این یک سال مهم بود ، من حتی اگر نقش های زنان مسن تر در سن من را به من پیشنهاد نمی کردند ، من همیشه خوشحال تر می شدم ، من همیشه راهی برای بزرگسال بودن داشتم ، پس من قد بلند ، از نوع اسکاندیناویایی … بالاخره من 38 ساله شدم.”


“وقتی کودک بودم ، درک نمی کردم ، خانواده ام به من هدیه می دادند و سپس دیگران را با یکدیگر رد و بدل می کردند. ببخشید تولد من نیست؟ و هدیه مضاعف ، برای من ، هیچ چیز ».

“پیچیو (توسط اقوام و دوستانش Favino نامیده می شود ، ویرایش شده) دختران و مادرم. سپس در تاریخ 25 ام برای دیدن فیلم ما در مورد تفنگداران توسط جیووانی ورونسی در Sky ، ضروری بود ، همه برای 1 – 1 برای همه

این ضبط کریسمس است که زمانی فیلمی در آسمان بود.

“بله ، با 1 میلیون بیننده ، که در این بین تقاضا دو برابر شده است. امیدواریم این روحیه را شاد کرده باشد. فهمیدم که من کمدی خودم را دارم و دوست دارم دیگران آن را پیدا کنند ، حتی اگر یک کشور کمی بسته از پدرم به ارث برده باشم.

این اولین فیلمی است که او با شریک زندگی خود بازی می کند: او اسلحه را به سمت او گرفته و به او سیلی می زند.

“یک سیلی واقعی. پس از توقف از او پرسیدم آیا تو را آزار داده است؟ می ترسیدم که جعلی جدید را منفجر کنم. اما شرم آورترین چیز اولین صحنه من بود. من آنریکتای بد انگلیس هستم ، آنجا شرور“من به این فکر می کردم که از کالسکه خارج شوم و در عوض خودم را دیدم که چهار دست و پا با دارکوب ، من گوسفندان و او گرگ قدم می زنم.”

مراسم مجازی دیوید دی دوناتلو را به یاد دارید؟

“بله ، ما هر دو نامزد بودیم ، او با پیروزی برنده شد خائن از بلوکیو به نوبت رسیدیم ، طبق شلیک مستقر شدیم ، در نیم تنه ایستادیم ، من یک پیراهن والنتینو داشتم و زیر آن پابرهنه با شلوار بودم ، بنابراین کسی نمی توانست من را ببیند.

چه جوری آشنا شدید؟

“ما در یک مهمانی بودیم. ما در حال رقصیدن بودیم و او پا به پای من گذاشت. ماه ها دوباره به طور اتفاقی در یک بار دیدار کردیم و از آنجا شروع به معاشرت کردیم. تقریباً 17 سال می گذرد.”

«برای من ، این یک عروسی است ، ما همه آنچه را که در عروسی وعده داده شده است هر روز اعمال می کنیم. ما با هم رشد می کنیم ، به همان چیزها اعتقاد داریم. شاید یک روز ، کی می داند ، ما ازدواج می کنیم و با دوستان جشن می گیریم. اما اول باید تعمید بگیرم. دخترانم نیز همینطور … آنها تصمیم می گیرند ، شاید دین دیگری را بپذیرند ».

او کارهای زیادی را به عنوان دختر انجام داد.

“من از بچگی هوای بازیگری را نفس می کشیدم ، اما پیشخدمت ، راهنما ، روزنامه بودم … از بی خوابی رنج می بردم ، در 5 سالگی به روزنامه ، دستکش و بخاری سرد رفتم ، بعد از مدتی فهمیدم مشتری ها چه روزنامه هایی را خریداری می کنند و ابتدا آنها را درست کردم و برایم آوردم. شکلات داغ این یک روش استثنایی برای شناخت مردم است ، در این حرفه به من کمک خوبی کرده است ».

پدرش نمی خواست او بازیگر شود.

او هرگز “نه” را برای من توضیح نداد. شاید چون این یک کار دشوار و ناامن است ، فداکاری ها ، درهای رو به رو ، ممیزی که همیشه یک دستاورد است ، شاید شما مناسب نباشید ، آن چیزی نیستید که آنها به دنبال آن هستند ، برای انتخاب شدن کیمیا می شود ».

آنها درباره او گفتند ، یک اغواگر زیبا.

“زیبا بود. در سالهای اخیر ، او دیر از خواب بیدار شد زیرا در تئاتر بازی می کرد و ناهار را با لباسهای زیبا صبحانه می خورد. من وقتی او 57 ساله بودم به دنیا آمدم ، او پدر پیری بود که به زودی از دست می دادم ، این فکر من بود. من سعی کردم برای لذت بردن از او به طور کامل ، من هنوز بعضی از فیلم های او را ندیده ام ، با گذشت زمان از آنها لذت خواهم برد ، این راهی برای نزدیک ماندن به او است ، با توجه به کارهایی که انجام داده است ، خوشبختانه صدای او را می شنوم. او از اینکه زیبا نامیده می شد رنج می برد و دوست داشت تغییر شکل دهد و خودش را زشت کند.

“من یک دوره موهای بنفش و قرمز داشتم و در حین قفل دخترانم را ، دختران کوچک ، لیا ، صورتی و عالی را نقاشی کردم ، گرتا ، من نکات سبز رنگی درست کردم. من به تازگی فیلمی با هنوز بیندو د استپانی ، پرستار موی صورتی ، بدون عنوان ساخته ام و پس از این همه سال ، او به دو دوست پیوست که سعی دارند خاکستر یکی دیگر از دوستانشان را بیاورند ، که در همان جا ملاقات کرد. داستانی که جنبه کمیک من را نشان می دهد ، من بالاخره شیطان هستم.

5 ژانویه 2021 (تغییر 5 ژانویه 2021 | 21:06)

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *