در نمایشگاه اسباب بازی 1949 ، مخترع جوان ادی گلدفرب ، سابق دریانوردی در طول جنگ جهانی دوم ، با سه اسباب بازی ظاهر شد. یک فنجان با درپوش چرخ فلک کوچک ، مرغی که تخم های پلاستیکی می گذارد و اسباب بازی ای که نسلها در حافظه همه کودکان بوده است: پروتزی که با طناب پر شده و با دندانهایش پچ پچ می کند.

ادی گلدفرب در 5 سپتامبر 100 ساله خواهد شد و برای او و اختراعاتش – بیش از هشتصد – دختر لین به یک فیلم کوتاه اختصاص داده شده است از بیست دقیقه ای که پس از آن شروع به کار کرد بخش مستند در وب سایت از اهل نیویورک “ و اکنون کسانی هستند که در مورد آنها صحبت می کنند نامزدی اسکار. “دنیای ادی” در حقیقت ، او داستان یک نسل اول آمریکایی را روایت می کند که در چهار سالگی به پدرش که از اروپای شرقی به شیکاگو مهاجرت کرده می گوید: “وقتی بزرگ شدم ، مخترع خواهم شد”.

آ ‘جاه طلبی جسورانه برای خانواده ای که نمی توانند او را وادار به تحصیل کنند. “پدر من در 12 سالگی درگذشت و زندگی ما دشوار شد. من به مدرسه رفتم ، حضور داشتم ، تا اینکه از من خواستند ثابت کنم که پولم را پرداخت کرده ام و سپس من را اخراج کردند. نقطه عطف زندگی من جنگ بود. در واقع ادی در نیروی دریایی ثبت نام کرد. وی به مرکز آموزش جزیره گنج خلیج سانفرانسیسکو و سپس به زیردریایی USS Batfish اعزام شد. “اولین پروژه های من مربوط به آن زمان است. آنها در راه بودند بسیاری از اختراعات، اما خیلی زود فهمیدم که باید طاقچه ای پیدا کنم: پول نداشتم و تصمیم گرفتم روی اسباب بازی ها تمرکز کنید برای آن لازم نبود سرمایه گذاری های کلانی انجام شود ».

او از آن زمان هرگز متوقف نشده است و هنوز هم امروز در گاراژ خانه خود در شمال کالیفرنیا ، پیش بند بزرگی به رنگ قهوه ای پوشید ، برش داد ، زمین زد و تکه های کوچک پلاستیک ریخت تا آنها موجودات جدیدی شوند. “من یک ایده را درک می کنم و از قبل در ذهن من وجود دارد که چگونه آن را اجرا کنم. فکر می کنم به من کمک می کند جوان بمانم. او یکی در آشپزخانه دارد ویترین با عروسک ها از اختراع او ، قادر به کار با انرژی خورشیدی “من به خصوص به این افتخار می کنم”. ادی در خانه تنها زندگی می کند از پنجره پر از اسباب بازی. همسرش آنیتا سالها پیش درگذشت. “بیماری طولانی ، سالها ، من از او مراقبت کردم.” آنها پس از جنگ ، در یک سالن رقص با یکدیگر ملاقات کرده بودند. “من از او خواستم رقصید و ما تمام شب این کار را کردیم. شنبه بعد از او خواستم با من ازدواج کند

آنیتا در اوایل کار خود بودجه آن را تأمین کرد. “من اسلحه حبابی را اختراع کردم و آن را به بسیاری از کارآفرینان ارائه کردم. چند در به چهره داشتم ، همه متعجب بودند كه چرا خرج كنند پنج دلار برای اسلحه پلاستیکی هنگامی که شما فقط در یک هدبند می وزید. این همسر یکی از آنها بود که بر شوهرش اصرار کرد. آنها میلیونر شدند. “برعکس ادی او هرگز ثروتمند نشد با اختراعات خود: “بعضی اوقات من هزینه ها را تأمین می کردم ، دیگران برای من مناسب تر بودند ، اما مخترع اسباب بازی بودن یک حرفه نجیب است.”

کارگردان فیلم کوتاه: «من همیشه به حرفه پدرم احترام گذاشته ام اما فقط هنگام ساخت این مستند بود که به علاقه او پی بردم. سرانجام کار تو را با چشمت دیدم. ادی می گوید که بیشتر به این اختراع افتخار می کند یک بازی رومیزی است هاکی روی میز “و موارد دیگری که به رشد ذهن کودکان کمک می کنند” ، اما آنچه برای همیشه در ذهن همه کسانی که در فیلم ها ، اسکیس های تلویزیونی و دندانپزشکان ظاهر می شوند ، باقی می ماند و به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل می شود ، دندان مصنوعی است. دندان پریدن. “من وقتی ایده ای را در روزنامه دیدم ، این ایده را فهمیدم ، به دندانپزشک رفتم و من بازیگران گرفتم. همه چیز با آن شروع شد.

9 ژانویه 2021 (تغییر 9 ژانویه 2021 | 20:47)

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *