“من بیست ساله بودم. اجازه نمی دهم کسی بگوید که این زیباترین عصر زندگی است. جمله معروفی که پل نیسان امروز در عدن عربستان نوشت ممکن است با کاهش سن تعیین شده برای کودکان ایتالیایی اعمال شود و نه تنها در گرداب این همه گیری بی پایان مکیده شود. هیچ کس در مورد آن صحبت نمی کند

در اعماق روح

به نظر می رسد هیچ کس برای آنچه در اعماق روح نوجوانان می گذرد اهمیتی ندارد. من دوستان زیادی را می شناسم که در این سن بچه دارند و تحلیل های انجام شده توسط دانشگاه های مختلف در سراسر جهان را می خوانم تا بفهمم امروز این وضعیت بی سابقه چقدر و چگونه وزن دارد و ممکن است فردا بر اساس تجربیات جوان ترها امروز سنگین باشد. . ما به حق هرگز به افراد مسن اهمیت نمی دهیم. و اولین کسانی که این کار را انجام می دهند ، با نگرانی هایشان ، اغلب نوه ها هستند. اما چه کسی وظیفه درک شیوه زندگی جوانان را بر عهده می گیرد ، کسانی که در لحظه حساس تجربه انسانی خود به دلایل عینی توسط هر رابطه ، هر نوع سرگرمی و اوقات فراغت مصادره می شوند؟ و غیبت در بعد مدرسه ، که قطعاً یادگیری است ، بلکه مبادله ، اشتراک ، تعریف فضای شخصی ، اولین خودمختار خانواده ، که همه در آن ظاهر می شوند و آزمایش می شوند ، چقدر شدید است؟ معلمان سعی می کنند و از روی صفحه نمایش باید به کودکانی که نمی توانند روحیه خود را درک کنند ، مثلثات ، دوره رنسانس را یاد بگیرند ، و با آنها ارتباط روانشناختی که آموزش مقدماتی اجازه می دهد ندارند.

کشف روزانه

از دست دادن کامل چهارده یا پانزده ، وقتی دنیا روزانه در حال کشف امکانات و مشکلات خود است ، مانند تجربه این تجربه در پنجاه سالگی نیست. کودکان تاریک ، بسته ، بسیاری از آنها نتایج تحصیلی خود را بدتر کرده اند ، اکثریت وقت خود را صرف حلق آویز کردن روی صفحه تلفن می کنند که نشان دهنده ارتباط با دنیای خارج ، این زمستان غم انگیز و تنها است. طبق مطالعه ای که توسط Save the Children منتشر شده و توسط Ipsos انجام شده است ، پسران می گویند كه در 28٪ موارد یكی از همكلاسی هایشان مدرسه را رها كرده است. وی افزود: تقریباً از هر ده دانش آموز چهار نفر گزارش می كنند كه تأثیر منفی بر توانایی یادگیری آنها (37٪) دارد. خستگی (31٪) ، ناامنی (17٪) و اضطراب (17٪) مهمترین حالتهایی است كه نوجوانان اعلام كرده اند در این دوره تجربه می كنند.

دنیای مجازی

بدون مدرسه ، پارک ، ورزش ، جلسات با دوستان ، سینما ، کنسرت ، چه چیزی باقی مانده است ، اما بعد به ظاهر بی پایان ، تنها بعدی بدون مرز و ممنوعیت ، در دنیای مجازی؟ این فضا غیر واقعی نیست ، بلکه یک واقعیت نیز هست. کلمات ، فیلم ها ، بازی ها بخشی از یک جهان دوگانه گسترش یافته است. و این نفاق امروز یک ناجی برای کودکان است. این ماه ها بدون فرصت نوشتن برای دوستان ، بازی از راه دور با آنها ، ایجاد احساسات چه خواهد بود؟ در اینجا ما نباید تحریفات دنیای مجازی ، خطرات موجود در مکانیسم های ساده سازی ، در دستکاری واقعیت ، در تمرکز نیروهای عظیم در چندین دست را تکرار کنیم. اما این بخشی از دنیای مدرن است. و ما باید امیدوار باشیم که دموکراسی ها به زودی تصمیم می گیرند قوانینی عاقلانه برای جلوگیری از خطرات الیگوپولی تعیین کنند و در مدارس ، پس از سه بار یادگیری اتروسک ، به کودک کمک می کند تا فن آوری های دانش را بفهمد و آگاهانه استفاده کند. و روابطی که امروز آنها زندگی بسیاری از آنها دارند. و قرار دادن همه در موقعیتی برای انجام این کار ، با توجه به اینکه حتی امروز تقریباً یک میلیون کودک نه تبلت دارند و نه کامپیوتر.

محدود به خانه

بنابراین اگر کودکان حبس شده در خانه از طریق صفحه تلفن یا کامپیوتر دنیا را نادیده می گیرند ، نترسید. آنها این کار را می کنند تا احساس تنهایی نکنند. و وقتی این کار را می کنند ، فکر می کنم درست است که والدین آنها را سرزنش نکنند ، بلکه آنها را درک کنند و به آنها احترام بگذارند. کودکان ایتالیایی نمی دانند که آیا و چه موقع به مدرسه برمی گردند. نیمکت های چرخدار اکنون مانند نصب های هنر معاصر ، در کلاس های دربسته به نظر می رسند. در تصمیم گیری درباره اینکه ، چگونه ، هنگام بازگشایی مدارس ، ما همچنین نظرات کودکان بدون نماینده را که در هیچ میز نشسته اند ، در نظر می گیریم. این ایده این ایده را در من تقویت می کند که دموکراسی دهه 2000 ، علاوه بر اشکال نمایندگی سیاسی نهادی ، باید توسط مکانیسم های دموکراسی گسترده و فرعی بودن تغذیه شود. آیا ممکن است هیچ جوانی نتوانسته است در تمام این ماههای اجلاس ، بازرسی ، سمینار در ویلا ماداما حرف خود را بزند؟

رنگین کمان

من می خواهم در این رنگین کمان عصبانی و غالبا سورئال روزها ، مناطق و زمان ها ، این را در نظر بگیرم که روح های شکننده ای وجود دارد. و اینکه ما به یاد می آوریم در این کشور که کشوری برای جوانان نیست ، در این زمان در خانه های میلیون ها ایتالیایی یک دختر یا پسری وجود دارد که در یک مقطع حساس زندگی در تلاش است و خطر گم شدن وجود دارد. برای یک پسر ، “فاصله اجتماعی” مجازات جدی تری نسبت به یک بزرگسال است. این را همیشه به یاد داشته باشید. در دنیای بزرگسالان که از همه چیز گیج است: واکسن ، تامپون ، روش درمانی ، دولت ، قانون … تنها چیزی که همه همیشه برای آن متحد شده اند کشتن جوانان است اگر یک شب بیرون بروند ، حتی اگر مجاز باشد برای دیدن دوستان یا فقط داشتن یک ابریشم.

طاعون و مطبوعات

در كتاب كوچكی كه سابرینا مینوتزی درباره مارسیلیو ویرایش كرد و عنوان آن طاعون و مطبوعات بود ، داستان كه در سال 1576 توسط سردار دفتر اسناد رسمی راكو بندیتی از ونیز نوشته شد ، پس از اپیدمی وحشتناكی كه شمال ایتالیا را درگیر كرد ، روایت می شود. گفته شده است: “لردها منع كردند كه به مدت یازده روز كسی نتواند به خانه دیگران برود ، نه زنان و نه كروبیان برای ترك مناطق خود … مغازه در میان بازرگانان در همه چیز ، در میدان بازرگانان و تقریبا همه “صنعتگران دیگر مغازه های خود را راه اندازی کردند … به همین ترتیب ، میادین خالی از جمعیت بود و شما در خیابان قدم می زدید بدون اینکه کسی به چیز دیگری برخورد کند ، دیگر نمی توانید صداها یا آهنگ ها یا سرگرمی های دلپذیر دیگری را در خیابان ها و کانال ها بشنوید. .. “. تقریباً پانصد سال بعد ، قدرت عظیم علم و فناوری ، که همچنین قادر به ایمن سازی ما خواهد بود ، در برابر یک همه گیر ، چشم انداز شهری و عادات زندگی به ما می دهد که با آنچه توسط دفتر اسناد رسمی بندتی توصیف شده تفاوتی ندارد. علاوه بر این ، کسی که امروز تصمیم می گیرد باید در افق انگیزه خود آنچه را که الگوریتم ها ثبت نمی کنند ، داشته باشد ، حتی آنچه در قلب مردم اتفاق می افتد ، همه آنها و از شکننده ترین آنها. افراد مسن ، بلکه پسران نیز هستند و تنها و فراموش شده توسط این ایتالیا ترسیده.

7 ژانویه 2021 (تغییر از 7 ژانویه 2021 | 07:39)

© پخش مجدد ذخیره شده است



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *